شناسه خبر : 109885
تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱:۱۳ ب٫ظ
سید حجت مهدوی سعیدی

انتظار موعود و دلالت های عقلانی آن

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

داده های تاریخ به وضوح گواه بر این معنا دارد که هر فرقه و نسلی در تبار و تاریخیت خود به لحاظ تعالی اندیشی و آینده پویی، واجد نوعی قدرت و رویکرد منجی گرایانه است، امری که در جوهر و نفس خود از مضامین الاهیاتی آخر الزمانی و سوگیری یوتیپای ارض ملکوت برخوردار می باشد.
وقتی در چارچوب مذاهب موجود از پدیده ای تحت عنوان انتظار فرج سخن در میان می آوریم ، باید آنرا به لحاظ هستی شناسانه و پدیدارشناسانه، در دلالت های التزامی آن بازاندیشی کنیم و مقاصد واقعی آن را از ورای گزاره ها و تجربه ها و رهیافت های به وقوع پیوسته، دریافت و استدارک نماییم تااحیانا رمز و راز واقعی مفهوم انتظار در گفتمان مذاهب جهان -و خاصه در مذهب شیعه- بر ما عیان و آشکار گردد .باید به تأمل دریافت که مآلا از متن و منطق درونی روایات مربوط به انتظار ، چه ایده ها و چشم انداز های معقول و مطلوبی برای زندگی پیش رو استخراج خواهد شد


و اساسا چه بضاعت و رسالتی برای سعادت و بهروزی واقعی بشریت فراهم می آید و توسعه و پیشرفت متوازن چه انجام و سرانجامی پیدا خواهد نمود. گزاف نیست اگر گفته شود که فلسفه تعبیه انتظار در مذاهب، برای صیانت از نشاط و تحرک در راستای دستیابی به اهداف سازنده جوامع انسانی است تا
در سپهر این تمهید و دینامیسم بشر از فراز و نشیب و تداوم راه خویش مأیوس و فرسوده نگردد.
نمی توان اغماض وانکار نمود که انتظار موعود با پدیده بعثت نبوی از نوعی قرابت و سنخیت درونی برخوردار است تا جاییکه وقتی به ملاکات و هنجارهای این پدیده ها می نگریم در می یابیم که در ساختار و بن مایه های وجودی خود معطوف به یک تحول ژرف درونی بوده و می باشند .از دیسکورس انتظار نباید نگاه و برداشتی اسطوره ای، تخیلی و غیر واقع بینانه داشت!
نباید پنداشت که از نقطه ای مبهم از زمان ناگهان دستی از غیب برون آید و کاری بکند! بی تردید،در جهانی که در تار و پود آن مناسبات علمی و عینی حاکم بلا منازع است،هرگز طرفه ای به وقوع نمی پیوندد و هرگز هیچ چیز خود به خود واقع نمی شود. تحولات بزرگ،منطق ، ارجاعات و مکانیزم طبیعی خود را دارند و ابدا به رخوت و آرزو اندیش های انسان وابسته وآویخته نیستند!
به لحاظ هرمنوتیکی تا انبعاث و انفتاحی در درون و ژرف ساخت افکار و اعمال آدمی اتفاق نیافتد، بالتبع اتفاق مؤثری نیز در بیرون از او حاصل نخواهد شد! منطقا فریادرس بیرون به فریادرس درون وابسته است ک در چنین استنتاجی می توان ندا در داد “زده ام فالی و فر یاد رسی می آید”
با این دید و داوری ست که در روایات شیعی آورده اند “انتظار الفرج ، فرج”
یعنی اگر در باطن فرد و جامعه بشری ، معرفتی نوین و احساس مسؤولیتی جدی و جمعی در نیاید،بواقع از پشت ابرها و غبارها و ستاره ها،منجی و رهایی بخشی نخواهد آمد! فهم چنین فرایند و برآیندی خود مروج نوعی فرج و گشایش است.
اگر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود
که از بیرون نمی خیزد بجز گرد پشیمانی
انتظار، در تجلی و تحلیل نهایی خود ،مذهب نقد و اعتراض است. نقد و اعتراضی که لزوما منتهی به آگاهی واصلاح و آبادانی وضع موجود می شود .باید فرصت ها را دریافت و فرجه ها را پاس نگهداشت و به دور از ذهنیت تراشی های بی حاصل و آرمان پردازی های موهوم در غایت اعتقاد واهتمام،به بسامان و هنجار نمودن شرایط جاری پرداخت، تا از این رهگذر ،فرج واقعی وعده داده شده انبیاء واولیاء محقق شود و گرنه با تعلل و تذبذب و تن آسایی ، اشارتی و بشارتی برای ظهور امام مسیحا نفسی، در پهنه پهناور گیتی، متصور نخواهد بود!
در ناموس آفرینش، انبساط و گشایش ها در طول و درتعاطی با یکدیگر است که اتفاق می افتد نه درعرض و درتعارض با یکدیگر ! شاید در چنین افقی است که نیچه (فیلسوف نیهلیست گرای آلمان) میگوید؛
مسیح، زمانی خواهد آمد که دیگر نیازی به آمدن او نیست! منطوق و مفهوم نخستین و راستین انتظار فرج در سرشت و سرنوشت خود،نفی هرگونه سلطه و خشونت و آزار از جان و جهان آدمی ست، چرا که درست در این ایستار و ایستگاه است که رشد و شکوفایی موعود فرهنگ ها و تمدنها به نیکی اتفاق خواهد افتاد باری،بهشت آنجاست که آزاری نباشد و معنای اخلاقی برآمده از روند دموکراسی نیز، چیزی جز این معنای لطیف و رفیع نیست که، کسی را با کسی کاری نباشد.تحقیقا،در تحقق چنین بستر و مصدری ست که بشر سرگردان و افتاده در شب دیجور و نسل عاصی و دلزده از اجحاف مکتب ها و مسلک های پوشالی، به اعتبار و اقتدار خویش بر سریر خوشبختی خواهد نشست.انتظار پذیری شخص منتظر،چیزی جز مسئولیت گرایی در راستای مؤلفه های فرهنگ بالنده انتظار نیست.
آری، باید با عقلانیت و مجاهدت پنجه در پنجه مشکلات انداخ ت و تاریخ را به سود عدالت و آزادی و معنویت در نوردید در این فضای تنگ و تار که انتظار می کشد طلوع یک ستاره را.

سخن واپسین آنکه فرهنگ انتظار، استعار و استشعار به دوران ابتلاء و آزمایش های سخت و طاقت فرسای تاریخ دارد و هم از این جهت نوعی انفعال، عزلت و وانهادگی در برابر واقعات و دترمینیسم تاریخی نیست! بلکه بواقع پراکسیس و کنشی فعالانه است با خصلتی پوزیتو و ایجابی جهت تغییر سرنوشت و وضع مستقر انسانی.
“کارل یاسپرس” فیلسوف اگزیستانسیالیستی که هر دو جنگ جهانی را از سرگذرانده است می نویسد؛
“هیچ قانونی در طبیعت و هیچ قانونی درتاریخ وجود ندارد که جبرا مسیر کل امور را معین کند، آینده به تصمیم ها و کردارهای مسؤولانه آدمیان و مآلا هر فردی از هزاران میلیون افراد وابسته است”
در چنین فرصت فرخنده ای بایسته است که نیمه شعبان را به همه تکاپوگران آزادی و عدالت و معنویت، تبریک گوییم.
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد/ و هر انسان برای انسان/ برادری ست / قفل / افسانه یی ست / و قلب / برای زندگی بس است.

خطِ اعتدال :انتشار یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا