شناسه خبر : 112209
تاریخ ارسال : ۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱:۴۱ ق٫ظ

روزنامه‌نگاران روشن‌فکر، بیگانه، شورشی یا کارگر؟

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

سیدحسین رسولی:

پارسال به یک کتاب‌فروشی در استان گیلان رفتم. کتابی چشمم را گرفت. نامش «دیدار به قیامت» به نویسندگی «پی‌یر لومتر» و ترجمه مرتضی کلانتریان بود. نثر نویسنده و نوع نگاهی که داشت من را اسیر خود کرد. برایم جالب بود که این «چشم‌انداز» موشکافانه از کجا آمده است؟ داستان اینگونه است که یک ستوان جاه طلب به اسم «هنری دالنی پردل»، دو سرباز را به میدان نبرد فرستاده و برای تحریک افرادش در حمله به خطوط آلمان، به طور پنهانی به آنها شلیک می‌کند. «آلبرت میلارد» یکی دیگر از سربازان، اجساد آن دو نفر را پیدا می‌کند و متوجه شیوه مرگ‌شان می‌شود، دالنی پردل برای ساکت کردنش او را به درون یک خاکریز می‌اندازد.
آلبرت به وسیله سرباز هنرمندی به نام «ادوارد پریکورت» نجات پیدا کرده اما گلوله‌ای به صورت این سرباز اصابت می‌کند. جنگ پایان می‌یابد. ادوارد برای همیشه شکل طبیعی صورتش را از دست داده و برای اینکه خانواده‌اش با این معلولیت روبه‌رو نشوند وانمود می‌کند که مرده است. داستان خیلی تلخ است.
اما جزئیاتی که نویسنده استفاده می‌کند از ریزبینی خاصی سرچشمه می‌گیرد. یکی از کارهای روزنامه‌نگار هم مانند داستان مذکور گزارش مسائل حیاتی بشر است. از طرف دیگر، «آلبر کامو» نویسنده بسیار محبوبی برایم است. او هنگام دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۷۵ گفت: «اصالت فریاد ما، همیشه ریشه در دو تعهدی خواهد داشت که رعایت آنها دشوار است؛ سرپیچی و خودداری از دروغ گفتن درباره آنچه می‌دانیم و مقاومت در برابر ظم و ستم.»
سرپیچی اصطلاح جالبی و به نوعی عصیانگری است. سرپیچی از دروغ گفتن و مقاومت هم برایم خیلی جالب است. من روزنامه‌نگار حوزه سینما و تئاتر هستم اما همیشه از خودم سوال می‌پرسم که این جمله کامو را در کار حرفه‌ای‌ام رعایت می‌کنم؟ بگذارید یک خاطره عجیب را برای‌تان تعریف کنم. روزی به فردی که مدرک عالی در زمینه فلسفه داشت گفتم که: «اگر دوست دارید برای روزنامه بنویسید.» بعد از کلی صحبت قرار شد که این کار در قبال دریافت پولی انجام دهد- بماند که روزنامه هم پول او را نداد و کله من را کند- زمانی به او گفتم که اگر امکان دارد کمی ساده‌تر بنویسد تا وسعت مخاطب‌هایش بیشتر شوند. با حالتی تخطئه‌گرانه گفت: «بگذارید اینگونه بنویسم و سطح کار شما ژورنالیست‌ها هم بالا برود.» متوجه شدم که نگاه منفی در بین روزنامه‌نخوان‌ها درباره روزنامه‌نگاری وجود دارد. بعدها دیدم که همین دوست فیلسوف‌مان کتابی را از آلمانی ترجمه کرده است.
نقدی درباره آن منتشر شد. منتقد، به زبان آلمانی و فلسفه ایدئالیستی مسلط بود. نوشته بود که: «هم عنوان و هم عکس نویسنده مشهور آلمانی را به اشتباه در کتاب کار کرده‌اند.» بعد هم کلی ایراد وحشتناک به این دوست فلسفه‌خوانده گرفته بود که واقعا عجیب بود. بله، یکی از کارهای مهم دیگر روزنامه‌نگاری «نقد» است. اگر نقد نباشد، شخصیت خودشیفته ما ایرانی‌ها هر کاری که دلش بخواهد انجام می‌دهد. نویسنده مذکور در کارش سرتاسر ایراد داشت و برای راحتی خودش به روزنامه‌نگارها «سطحی» می‌گفت.
او حتی عکس فیلسوف آلمانی را در کتابش اشتباه کار کرده بود. حالا فکر کنید که استاد دانشگاه هم بود! به قول اگزیستانسیالیست‌های دهه ۱۹۶۰: «بشر یعنی دلهره». روزنامه‌نگاری هم دلهره است. البته برخی از روزنامه‌نگارها مانند «ژان پل سارتر» گفته‌اند: «من قلمم را با شمشیر معاوضه کردم.» ولی با این احوال روزنامه‌نگارها بهترین «واسطه» ثبت «واقعیت» در جامعه هستند. آنها می‌توانند مانند «پی‌یر لومتر» کتابی را با جزئیات ریز و دردآور بنویسند و گوشه‌هایی از واقعیت را به رخ دیگران بکشانند. از گزندگی جنگ گزارش بدهند.
اما متاسفانه در حال حاضر روزنامه‌نگاری در ایران با مشکلات بزرگی مانند: حقوق اندک، چسبیدن به چهره‌های مشهور، نقدگریزی، روابط عمومی شدن، کیف‌کشی، دوری از یادداشت نویسی، عدم کتاب‌خوانی و هزار چیز دیگر دست به گریبان است. به نظرم، مهمترین مشکل هم از ارزش پایین یک روزنامه‌نگار به عنوان «کارگر» در روزنامه‌ها است که شکل می‌گیرد. اغلب روزنامه‌دارها کم‌ترین حقوق را می‌دهند و بیشترین کار را می‌خواهند. شما را وادار می‌کنند تا به چهره‌های مشهور بچسبید و حتی روابط عمومی آنها شوید.
از نقد دوری کنید و تنها تبلیغات‌چی شوید. البته همه اینگونه نیستند. نویسنده‌ها و اندیشمندان مشهور فرانسوی مانند «آندره مالرو»، «ریمون آرون»، «سیمون دوبوار»، «موریس مرلو پونتی» و «آلبر کامو» روزنامه‌نگار بودند. وقتی به کار این نویسنده‌ها فکر می‌کنم تن و بدنم می‌لرزد.
نمی‌دانم داستان ما روزنامه‌نگارهای ایرانی به کجا خواهد انجامید. ولی ما همیشه «کارگر» هستیم. حق و حقوق‌مان هم مدام لگدمال می‌شود. شاید این یک امر طبیعی باشد. چون دیگر روزنامه‌خوان‌ها کم شده‌اند. فروش تک نسخه‌ها پایین و تبلیغات هم بسیار ناچیز شده است.
نوشته‌های ماجراجویانه و تجربه زیسته
روزنامه‌نگاری همیشه تاثیر دارد. این موضوع شاید مورد بحث واقع شود ولی حداقل عقیده برخی اینگونه است. چند وقت پیش مجموعه پنج جلدی مقالات خلیل ملکی به زیور طبع آراسته شد.
برای افرادی که در تاریخ، علوم سیاسی و روزنامه‌نگاری پژوهش می‌کنند این کتاب بسیار جذاب است. اغلب نوشته‌های کتاب حاضر مربوط به نوشته‌های ملکی در جراید است. جرایدی که در آن زمان سر و صدای فراوانی به پا می‌کردند. جلد اول این مجموعه درباره «حزب توده» حاوی مقالاتی است که ملکی بین سال‌های ١٣٠٩ تا ١٣٣۵ نوشته است.
سال‌های مهمی که در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران هم مورد توجه است. نخستین سال‌های روزنامه‌نگاری ملکی با نقد دستگاه حکومت رضاشاه آغاز می‌شود. برآیند آن دوران پیامدهای سخت‌گیرانه‌ای هم برای ملکی داشت؛ قطع بورس تحصیلی، اخراج از آلمان و دستگیری‌اش همراه با گروه موسوم به «۵٣ نفر».
جلد دوم با عنوان «انشعاب» به مقالات مربوط به بازه زمانی آبان ١٣٢۵ تا شهریور ١٣٣٠ می‌پردازد. در این مقالات زمینه‌های فکری جدایی ملکی از حزب توده را از نظر می‌گذرانید. انشعاب مذکور دگرگونی مهمی در نحوه تحلیل‌های سیاسی و فکری او ملکی ایجاد می‌کند.
مشاهده می‌کنید که ملکی از تحلیلگر حزب توده به نظریه‌پرداز نهضت ملی شدن صنعت نفت بدل می‌شود. حالا ملکی به نقادی تئوریک سیاسی حزب توده پرداخته و با انتقادهای جالب توجهی بنیادهای فکری حزب توده را به چالش می‌کشد. سلسله مقالات «برخورد آرا و عقاید» ازجمله آن تحلیل‌های انتقادی است. مرور همین یادداشت‌های خلیل ملکی در روزنامه‌های آن دوران نشان می‌دهد که «تجربه زیسته» ایرانی‌ها چه بوده است؟ و اینکه نگاه چپ و راست چگونه منافع ملی و مردمی را در نظر می‌گرفتند؟ آیا بازی‌های سیاسی به سود مردم یا به ضرر آنها بوده است؟ بنابراین نویسندگی در روزنامه‌ها همیشه چالش‌برانگیز است، مخصوصا در زمینه هنر. روزنامه‌نگارهای حوزه هنر معمولا تولید کننده اصلی گزارش‌ها و نقدها هستند. تاثیر نوشته‌های آن‌ها را به خوبی می‌توانید در همین زمانه عسرت ببینید. نقدهای روزنامه اعتباری فراسوی فضای مجازی دارند.
معمولا باعث واکنش هم می‌شوند. گزارش‌های اجتماعی روزنامه‌ها هم همچنان پیشرو هستند. گزارش «گورخواب‌ها» را در سال ۱۳۹۵ چه کسی نخوانده است؟

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا