شناسه خبر : 179783
تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۱:۳۲ ق٫ظ

اعتدال و برجام، همچنان مساله ایران/ضرورت تداوم «خطِ اعتدال» در انتخابات پیش رو

گروه سیاسی:

ضرورت تداوم خط اعتدال در انتخابات پیش رو

امروز که در هفته های پایانی عمر دولت دوازدهم قرار داریم، رسانه های منتقد دولت از جمله صداوسیما یا صاحبان تریبون های عمومی، هنوز هم مردم را بابت انتخاب اعتدالی شان در سال های ۹۲ و ۹۶ سرزنش می کنند. پس از این سرزنش، آنان از مردم می خواهند که از رای و نظر خود در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری برگردند و در انتخابات پیش رو، درست عکس گذشته رفتار کنند. این رسانه ها و چهره ها، عمدا از این واقعیت غفلت می کنند که وقتی مردم، یک انتخاب خود را، دو بار، و بار دوم با رای به مراتب بیشتر و قوی تری تکرار کردند، نشان دهنده تایید بیشتر انتخاب شان است و نشان می دهد آنان در تشخیص خود مبنی بر اینکه کشور نیازمند رویکرد اعتدالی است، اصرار دارند. امروز هم، شواهد و قرائن نشان می دهد بخش سرنوشت ساز و تعیین کننده رای دهندگان که حضورشان، نتیجه انتخابات را تعیین می کنند، نه فقط از نتیجه انتخابات ۹۲ و ۹۶ راضی هستند، بلکه راه بهروزی خود و کشور را در تداوم مشی اعتدال در اداره مجریه می دانند. اما چرا مردم همچنان اعتدال را انتخاب می کنند و چرا به باور آنان، کشور از افراط و تفریط ها، چه از نوع اصولگرایی و چه از نوع اصلاح طلبی، آسیب دیده است و هنوز باید با آرای خود به مشی و منش اعتدالی، این خسارت ها را جبران کرده و مانع تکرار آن شوند؟یک پاسخ تعیین کننده برای این سوال و برای تبیین اینکه چرا انتخاب مردم همچنان اعتدال است، قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران هستند.

قعطنامه ها؛ بحرانی که هنوز ادامه دارد

بیراه نیست اگر بگوییم بخش اعظم ۸ ساله دو دولت روحانی، و حتی یک عمر ۸ ساله ملت ایران، صرف مهار بحرانی به نام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و بیرون آوردن ایران از این چاه ویلی شد که دولت اصولگرای نهم و دهم برای کشور به ارمغان آورد. به طور کلی، خارج کردن کشور از مخمصه قعطنامه ها اهمیتی به مراتب بیشتر از رفع تحریم ها دارد و اساسا تحریم ها، مساله ای فرعی تری از خود قطعنامه ها هستند. زیرا قطعنامه ها، با اجماع ۵ عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل، شامل روسیه و چین تصویب شد و براساس آن، ایران به عنوان کشوری مخل امنیت، صلح و ثبات جهانی معرفی شد. همه کارشناسان منصف بر این واقعیت گواهی می دهند که درصورت تداوم فشارهای ناشی از قعطنامه ها، تداوم وضعیت امنیتی ایران برای جهان و نیز درصورت باقی مانده ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد، چه عواقب خطرناک و وخیمی می توانست گریبانگیر جمهوری اسلامی ایران شود. کافی است به بیاد بیاوریم که قطعنامه های ذیل فصل هفتم چه بلایی سر کشورهای عراق و لیبی آوردند و کشور عراق، تنها چند سال پس از سقوط دولت صدام و تشکیل یک دولت فراگیر ملی، از ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد خارج شد. بنابراین، برخلاف آنچه منتقدان ادعا می کنند، مساله اصلی دو دولت روحانی عادی سازی جایگاه ایران در نظام بین الملل بود که رفع تحریم ها و کاهش فشار اقتصادی بین المللی از روی ملت ایران، ذیل آن تعریف می شود. به عبارت دیگر، اصل، قعطنامه هایی بود که نه فقط تحریم ها را به دنبال داشت، بلکه باعث شد تحریم ها با یک اجماع بین المللی اجرا شود و از آن بالاتر، برای نخستین بار در تاریخ ایران، این قطعنامه ها ایران را کشور برهم زننده امنیت جهانی توصیف کردند.

 منتقدان دولت

منتقدان دولت که امروز مردم را شماتت می کنند که چرا در دو انتخابات گذشته به روحانی رای دادند، اصلا به این واقعیت توجه نمی کنند که ملت ایران، چرا و در چه شرایطی به مشی اعتدالی روحانی دادند. واقعیت این بود که دولت قبل، که تحریم ها و امنیتی شدن جایگاه ایران در نظام بین الملل یکی از پیامدهای سیاست های آن است، ۶ سال فرصت داشت این مساله را حل کند، اما نتوانست. بنابراین این تجربه پیش روی ملت ایران قرار داشت. مهم تر از همه اینکه چه در انتخابات ۹۲ و چه در انتخابات ۹۶، نماینده دولت تفکر اداره کشور هر نوع نماینده های جدی در انتخابات داشتند و فرصت داشتند تا برنامه ها و رویکردهای خود را برای مردم تشریح کنند. در انتخابات ۹۲، سعید جلیلی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول تیم مذاکره کننده هسته ای، یکی از نامزدهای اصلی انتخابات بود. دیدگاه های او از سوی قالیباف و رضایی هم تکرار می شد. در سال ۹۶ هم، قالیباف و رئیسی این دیدگاه را نمایندگی می کردند و هرچه توانستند در نقد رویکرد اعتدالی روحانی گفتند، اما انتخاب مردم، چیزی غیر از خواسته ایشان بود.

اعتدال و برجام، همچنان مساله ایران/ضرورت تداوم «خطِ اعتدال» در انتخابات پیش رو

مردم اشتباه کردند؟

در همه ۸ سال گذشته، منتقدان دولت اساسا چشم خود را بر پیام انتخاب مردم در سال های ۹۲ و ۹۶ بستند و به جای اینکه خود را با مردم و خواست اکثریت ملت همراه کنند و خود را تغییر دهند، همه انرژی خود را بکار بستند تا نشان دهند اصلا مردم اشتباه انتخاب کردند. معنای این سخن منتقدان این است که رویکرد اعتدالی نتوانست مشکلات مردم، به ویژه تحریم ها را حل کند و مردم در سال های ۹۲ و ۹۶ هم باید به رویکرد آنان رای می دادند. در این دیدگاه هم منتقدان چند واقعیت را نادیده می گیرند؛ واقعیت نخست، نادیده گرفتن و بی اهمیت گرفتن رای و انتخاب مردم، دوم، نادیده گرفتن تفاوت تحریم ها و قطعنامه ها، سوم حضور شخصی مانند ترامپ در امریکا و سرانجام این واقعیت که تحریم ها همچنان باقی مانده است.
اما همگان در داخل و خارج می دانند که اگر تحریم ها باقی مانده است، نه به علت برجام یا سیاست های اعتدالی دولت، بلکه مشی و منش دیکتاتورماآبانه شخص ترامپ است. زیرا ترامپ نه به برجام بی اعتنایی کرد، بلکه همه قواعد رسمی و پذیرفته شده جهانی و بین المللی و حتی خود امریکا را نیز بهم زد. اتفاقا کارشناسان بر این باورند که اگر ترامپ در اهداف خود برای نابودی جمهوری اسلامی شکست خورد و نتوانست اجماع جهانی علیه ما ایجاد کند، برجام و سیاست خارجی اعتدالی دولت بود که با رای مردم سر کار آمده بود.

مذاکرات وین، آخرین دستاورد رویکرد اعتدالی

اینکه سه ماه پس از انتخابات، دولت جدید امریکا پای میز مذاکره حاضر شده است تا شرایط بازگشت خود به برجام را فراهم کند، هم نشان می دهد که برجام همچنان کار می کند و هم نشان می دهد که سیاست دولت تدبیر و امید در ۸ سال گذشته تا چه اندازه موثر واقع شده است. زیرا شکست دادن فشارحداکثری ابرقدرتی به نام امریکا در یک دولت، و در دولت بعد، کشاندن این ابرقدرت پای میز مذاکرات، اتفاق ساده ای در عرصه بین الملل و تاریخ مدرن نیست. این دستاورد مردم محصول سیاست خارجی دولت روحانی است که خود، محصول انتخاب مردم ایران بوده است.
بنابراین، مذاکرات وین، مهر تایید بسیار پررنگی است بر انتخاب های مردم ایران در سال ۹۲ و ۹۶. به عبارت دیگر، مردم ایران در ۸ سال گذشته دریافتند اگر مشکلات اقتصادی وجود داشته و یا فزونی گرفته است، اما دستکم این واقعیت را نباید نادیده گرفت بر اثر این انتخاب، سیاست دولت امریکا در دوره ترامپ برای نابودی جمهوری اسلامی اساسا به شکست منتهی شده است.
امروز که مذاکرات وین، نشان دهنده اثربخشی انتخاب مردم در سال های ۹۲ و ۹۶ است یا نشان می دهد که برجام، به عنوان محصول سیاست خارجی دولت برگزیده آنان همچنان کار می کند؛ باید از منتقدان اعتدال پرسید براساس چه شواهد و قرائنی مردم را به بازگشت از راهی که برگزیدند، دعوت می کنند؟

اعتدال و برجام، همچنان مساله ایران

از آنجا که پیامدهای بسیارخطرناک رویکردهای دولت و نهم هنوز جلوی ملت ایران قرار دارد و همزمان، دستاوردهای دولت اعتدال هم دولت های غربی را واداشته تا بدون هیچ پیش شرطی پای میز مذاکره بازگردند، می توان اینطور گفت که از نظر عقلی دلیلی برای بازگشتن مردم از مشی و منش اعتدال وجود ندارد.
برخلاف دیدگاه منتقدان، مردم می دانند که ایران در سال های آتی برای حل سایر مسائل منطقه ای و جهانی خود، به همین رویکرد نیاز دارد، رویکردی که فشارهای خارجی را از سر کشور برداشته و مانع از امنیتی سازی ایران در نظم جهانی شوند. زیرا درغیر این صورت، دشمنان بار دیگر می توانند به این بهانه تحریم های تازه ای را علیه ملت ایران وضع کنند و فشارهای مخرب تری وارد کنند. بنابراین، شرایط منطقه ای، جهانی و داخلی به خودی خود تایید می کنند که اعتدال و میانه روی، راهی است که همچنان گریزی از آن نیست. اگر شعارهای افراطی برخی چهره های اصولگرا را به خاطر بیاوریم، مانند تاکید بر غنی سازی ۹۳ درصدی از سوی  نامزدها، در می یابیم که افراطی گری، به ویژه در سیاست خارجی، همچنان به عنوان یک خطر وجود دارد و در هر دوره، باید احتمال بازگشت آن را جدی گرفت. این احتمال که خطرات جدی آن پیش روی ما است، چیزی نیست که از چشم تیزبین ملت ایران دور بماند.

اعتدالی ها در معرض انتخاب مردم!

اگر تندروی در سیاست خارجی به قطعنامه های سازمان ملل ختم شد، تندروی در سیاست داخلی  هم باعث قفل شدن نظام اداری و اجرایی کشور شد. ملت ایران در دوره های ماضی دیدند که تندروی، باعث بالا گرفتن درگیری ها، اختلاف ها و نزاع های داخلی شده، نه تنها سبب خواهد شد اصل تصمیم گیری و وفاق در کشور زیر سوال برود، بلکه مسائل اصلی مردم نیز از روی میز سیاستمداران برداشته شده و مسائل فرعی و درگیری های جناحی روی میز گذاشته شود.
تجربه سنگین سیاست داخلی و خارجی و پیامدهای آن که پیش چشم ملت ایران قرار دارد، گواه آن است که اعتدال گرایی، میانه روی و دوری گزیدن از افراط و تفریط، همچنان گزینه اصلی ملت ایران در سیاست داخلی است. به عبارت دیگر، اگر سیاستمداران ایرانی از گذشته تاریخی خود درس نمی گیرند، اما مردم از گذشته درس می گیرند. کما اینکه انتخابات های پیشین نشان دادند که از همه تجربه های تلخ و شیرین گذشته درس گرفته اند و راه جدیدی را انتخاب کردند.
امروز هم به رغم آنکه برخی نامزدها و هواداران آنان تلاش می کنند با هیاهو و جوسازی، تنور انتخاباتی نامزد خود را گرم کنند، اما شواهد حاکی است که نیاز امروز کشور به چهره های اعتدالی است و مردم نیز کنش های این چهره ها را رصد می کنند
زمانی زیادی نمانده است تا این واقعیت بر همگان روشن شود که ملت از افراط و تفریط، از هر جناحی، خسته و رویگردان شده و بر ادامه راهی که در دو انتخابات گذشته برگزیده است، جدی است. این جدیت با انتخاب یک چهره اعتدالی مشخص خواهد شد.

 


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا