شناسه خبر : 136452
تاریخ ارسال : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۰ ق٫ظ

انتقاد و مخالفت غیر مستند و غیرکارشناسانه از دولت چه سودی دارد؟ /از تخریب چهره خادمان نظام، تا بازی کردن در زمین دشمن! / نگاهی تحلیلی به سخنان عباس آخوندی، وزیر مستعفی دولت دوازدهم

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

سرویس سیاسی «خطِ اعتدال»/«عباس آخوندی» وزیر سابق راه و شهرسازی، در همایش نقد عملکرد دولت دوازدهم در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، طی سخنانی به مباحثی اشاره کرد(اینجا را بخوانید) که از حیث سوابق و عملکرد گذشته ایشان و نیز نوع انتقاداتی که در پاره ای موارد به دولت کرده اند، قابل تأمل و بررسی است.

جناب عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی مستعفی و سابق دولت اعتدال از جمله وزیرانی بود که از ابتدا اعتقادی به سیاست ها و رویکرد دولت تدبیر و امید نداشت و پس از استعفاء به خیل هجمه گران و منتقدان دولت روحانی پیوست. هر چند عباس آخوندی ابتدا صبغه اصلاح‌طلبی داشت؛ اما افکار و رفتار وی نشان داد که مواضع او عمدتاً با اصولگرایی منطبق است.

انتقاد و مخالفت غیر مستند و غیرکارشناسانه از دولت چه سودی دارد؟ /از تخریب چهره خادمان نظام، تا بازی کردن در زمین دشمن! / نگاهی تحلیلی به سخنان عباس آخوندی، وزیر مستعفی دولت دوازدهم

او در جریان استیضاح با حمایت های دکتر روحانی و اعتماد مجدد مجلس توانست به کار خود ادامه دهد؛ اما در تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۳۹۷ با انتشار نامه استعفای قبلی خود بطور رسمی از وزارت راه و شهرسازی استعفا داد و رئیس جمهور نیز پذیرفت و پس از آن در گردشی ۱۸۰ درجه ای در جناح منتقدان دولت قرار گرفت و معلوم نشد در پاسخگویی به کدام چراغ سبزی که برای او روشن شده، چنین انتقادات تند و تیزی را علیه دولت ابراز می کند!؟ البته عباس آخوندی هیچگاه در مقام پاسخگویی در مورد عملکرد خود در طی مدت بیش از ۵سال در پست وزارت راه و شهرسازی برنیامد!

وی در این سخنرانی، ضمن اشاره به اینکه: «دولت یازدهم در شرایطی سکان قوه مجریه را به دست گرفت که در تمام حوزه‌ها یک وضعیت آشفته و کم نظیر از نظر تاریخی وجود داشت، گفت: «زمانی که دولت یازدهم روی کار آمد آنچه را که به درستی مورد توجه قرار داد بحث برجام بود لذا کاری را که دولت با برجام شروع کرد این بود که ایران را از ذیل فصل هفتم منشور با مذاکره خارج کرد.»

آخوندی پس از اذعان به این دو واقعیت، به انتقاد از دولت اعتدال پرداخت و گفت: «برجام کار بزرگی بود و امید ایجاد کرد، ولی ضعف دولت بعد از برجام شروع شد. وی افزود: «دولت فاقد یک نظریه برای حل مسائل مختلف اعم از شکاف اجتماعی، مسائل فرهنگی، مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی و سیاست خارجی بود.»(!!) آخوندی در تناقض با مقدمه سخنانش که وضعیت دولت یازدهم در ابتدای کار را از نظر تاریخی وضعیت آشفته ای معرفی کرد، از فقدان نظریه برای حل مسائل در دولت یازدهم سخن گفت؛ در حالی که با ارجاع به مواضع و سیاست های دولت اعتدال که از ابتدا در مجلس و رسانه ها مطرح شد، نظریه اعتدالی برای حل مشکلات کشور برای همگان روشن بود و دولت بر اساس همان نظریات گامهای خود را آغاز کرد که موفقیت در برجام نمونه ای از آن بود؛ اما چنانچه می دانیم از همان آغاز با موانع و مشکلات چالش برانگیز داخلی و خارجی مواجه شد.

آخوندی در ادامه سخنانش در باره نداشتن نقطه نظر روشن توسط دولت می گوید: «اگر کاری هم صورت می‌گرفت با ابتکار وزارتخانه‌ها بود.» بر این اساس می توان از جناب آخوندی پرسید که آیا وزارت تابعه ایشان و خود ایشان هم از جمله وزارتخانه های دارای ابتکار بود؟ اگر چنین بود پس دلیل سه بار استیضاح ایشان در مجلس چه بود؟ آیا غیر از این بود که اگر حمایت های دکتر روحانی نبود، ایشان قادر به ادامه کار در این وزارت نبودند؟ آیا در صورت عدم حمایت های رییس جمهور، با آرای منفی مجلس و ردّ صلاحیت وی نقطه سیاهی در پرونده سوابق ایشان ایجاد نمی شد؟ آیا غیر از این بود که جناب آخوندی در شرایط حساس و دشوار و پرمشغله دولت استعفا دادند؟ اما سوال مهم تر این است که اگر در آن شرایط دولت دچار فقدان نظریه و راهبرد و برنامه بود، ایشان حداقل در حوزه کاری خود- کدام نظریه راهبردی را به دولت یا مجلس ارائه کردند؟ و کدام عملکرد درخشان و مشعشعی را از خود برجای گذاشتند؟!

آخوندی در این سخنرانی اظهار داشت: «مهمترین نقدی که به دولت دوازدهم وارد است این است که این دولت منطق مخالفان را پذیرفت و اصلاً رفت و در زمین آن‌ها بازی کرد و این مهمترین نقدی است که به دولت دوازدهم وارد است. وی افزود: دولت دوازدهم تصمیم منطق حریف شد و از این ناحیه به شدت آسیب دید.»(!!)

آخوندی توضیح نمی دهد که دولت دوازدهم کدام منطق مخالفان را پذیرفت! وی فراموش می کند که طرفهای اروپایی و جهان نگاه مثبت و موافق به برجام داشتند و این نقض عهد توسط آمریکا بود که برجام را دچار چالش کرد! آنگاه جالب این است که جناب آخوندی مدعی می شود: «دولت دوازدهم دچار یک تناقض منطقی شد و نتوانست این تغییر منطق را توجیه کند.»(!!) یعنی ایشان تحلیلی ارائه می کند که برخلاف نظر همه کارشناسان سیاسی و نظر سران عالی نظام است؟!

آخوندی با اشاره به اینکه در ساختار سیاسی ایران امکان سیاست ورزی مسئولان با مشکل جدی مواجه شده و بازیگرانی وجود دارند که به هیچ سیستمی پاسخگو نیستند و در قدرت سیاسی نیز کاملا نقش تعیین کننده‌ای دارند؛ و نتیجه می گیرد که در چنین شرایطی سیاست ورزی در ایران با مشکل جدی مواجه می‌شود.(!!) اما وی هیچ تحلیل و استدلالی برای وجود چنین مشکلی و راه برون رفت از آن ارائه نمی دهد و نیز نقش دولت را در آن مشخص نمی سازد! با این حساب باید انتظار داشته باشیم که در آینده ی نظام اسلامی، جناب آخوندی هیچ نقش و مسئولیت سیاسی را ایفا نخواهد کرد!!

آخوندی با اشاره به متشکل بودن سه بخش خصوصی، تعاونی و دولتی قانون اساسی در اقتصاد ایران معتقد است الان این اقتصاد حداقل در دست یک نیروی تعیین کننده و نهاد‌های عمومی غیردولتی است و تعریفی برای نهاد‌های غیردولتی عمومی در قانون اساسی وجود ندارد. آنگاه می پرسد: «با این وجود سوال این است که آیا دولت برای حل این نابسامانی‌ها اقدام مشخصی کرده است؟» و در ادامه نتیجه می گیرد که دولت اصلا هیچ کاری نکرده به همین دلیل ما باید به مسائل ساختارسازی در حوزه اقتصادی برگردیم.(!!) باید از جناب آخوندی پرسید که آیا ایشان اخیراً به چنین تحلیل و نقدی رسیده اند و در همه سالهای خدمتی خود در چنین ساختاری فعالیت می کردند؟ و باید پرسید آیا اصلاح مسائل ساختارسازی اقتصادی از وظایف دولت است یا مجلس؟ و آیا مسئله نهادهای عمومی غیردولتی در حیطه اختیارات دولت است؟!! شنیدن چنین سخنان خامی از کسی که سابقه وزارت و مدیریت در نظام را داشته حیرت انگیز است!

آخوندی با بیان اینکه اصلی‌ترین کار، خلق یک سرمایه اجتماعی برای حکومت است و باید بر دوگانه ملت – دولت فائق آمد، اظهار کرد: در این راستا دولت باید در هیچ حوزه‌ای با نهاد‌های مدنی رقابت نکند؛ اما وی توضیح نمی دهد که دولت در شرایط کنونی در حال رقابت با کدام نهادهای مدنی است!

وزیر سابق راه در سخنانش اظهار داشت که «اصلاح طلبان فهمیده بودند که دولت بعد از برجام هیچ نظریه ای ندارد، ولی باز هم از دولت دوازدهم حمایت کردند.»(!) جناب آخوندی باید توضیح دهد که اگر اصلاح طلبان چنین نظر و برداشتی داشتند چرا سخنی از آن نگفتند و در مقابل، نظریات راهبردی خود را مطرح نکردند؟! خود جناب آخوندی چرا در این مقطع سکوت اختیار کرده بودند؟ وی افزود: «معتقدم اگر اصلاح طلبان از کاندیدای دیگری حمایت می‌کردند که رای هم نمی‌آورد، وضعیت آن‌ها بهتر از وضع موجود بود.»(!!) از جناب آخوندی می پرسیم که چه باعث شده که در انتقاد از دولت چنین دچار تناقض گویی شوند؟! اصلاح طلبان باید از کدام کاندیدای دیگر حمایت می کردند که در همسویی با او اکنون وضعیت بهتری داشتند؟ آیا گزینه های دیگر اساساً با اصلاح طلبان امروزی موافقتی داشتند؟ اصلاح طلبان مورد نظر آخوندی در کدام مقطع و قضیه با دولت دوازدهم همدلی و همسویی و همکاری تمام و کمال داشتند؟

جالب تر آن است که جناب آخوندی در ادامه سخنانش در نقض فرضیه خود می گوید: «مردم نمی‌دانند مواضع اساسی و اصولی اصلاح طلبان چیست.»(!!) در باره چنین نگرش پرتناقضی چه می توان گفت؟!

عباس آخوندی با اشاره به اینکه فقدان نظریه باعث شده تا کسانی که در دولت هم دارای سابقه روشنی هستند، عملا از جانب دولت حمایت نشوند، مدعی شد: «همین مسئله باعث شده تا این افراد نیز نتوانند کار را ادامه دهند.»

شاید مقصود ایشان این است که دولت باید یک تشکیلات نظریه پردازی تأسیس می کرد تا افرادی چون ایشان بتوانند به کار خود ادامه دهند!! یعنی از نظر ایشان وزیر صرفاً نقش مباشر و عامل را در دولت ایفا می کند!

وزیر اسبق دولت دوازدهم با بیان اینکه ستاد کلان اقتصادی دولت اعم از بانک مرکزی و سازمان برنامه هیچ پوششی به وزارتخانه‌ها از جمله وزارت نفت نمی‌داد، گفت: «در این شرایط وزارت نفت به عنوان یک بازیکن مجبور بود که از اول تا آخر زمین را در حال رفت و آمد باشد.»(!!)

این سخن جناب آخوندی فاقد مستندات است و در واقع انکار واقعیات اجرایی دولت در شش سال گذشته است؛ زیرا وزراتخانه ها بدون پوشش ستاد اقتصادی دولت قادر به انجام وظایف و مأموریت های خود نبودند و می دانیم که مجموعه دولت علی رغم همه مشکلات و فشارهای ناشی از تحریم به توفیقات زیادی دست یافت و از آن جمله وزارت نفت بود که توانست با وجود شرایط نه‌چندان مناسب صنعت نفت، حجم درآمدهای نفتی را به رقم قابل توجهی برساند که در توسعه صنعت نفت و در مقایسه با سقف تولید نفت پیش از تحریم‌ها، این اقدام در دولت یازدهم بسیار برجسته بوده است.

آخوندی به این نکته اشاره می کند که بعد از برجام یک فرصت فوق العاده برای ایران شکل گرفت، ولی ایشان با فرافکنی مشکلات ناشی از تحریم ها و نقض برجام توسط آمریکا و مشکلات منطقه ای، تقصیر بروز مشکلات را عدم پشتیبانی وزارتخانه‌ها توسط ستاد کل اقتصادی دولت می داند و معتقد است ما در آنجا دچار یک ضعف بنیادین بوده و هستیم.(!!) مشخص نیست که جناب آخوندی بر اساس کدام آمار و گزارش وزارتخانه ها و یا وزرا چنین اظهار نظر غیرواقعی را ارائه می کند و در سخنانش در باره ماهیت و دلایل ضعف بنیادین ستاد اقتصادی دولت چیزی نمی گوید! ظاهراً بیان چنین سخنان فاقد استناد و استدلال، صرفاً برای انتقادات کلی و مبهم از دولت است و بس!

وی در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد که بانک مرکزی، سازمان برنامه و ستاد کل دولت بعد از برجام برای مبادلات پولی و FATF و تأمین منابع اولیه توسعه اساساً نظریه روشنی نداشتند.(!!) لازم است به جناب آخوندی توصیه کنیم که به سوابق اظهارات بانک مرکزی، ستاد دولت بویژه شخص ریس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه که در فضای مجازی نیز قابل دسترسی است مراجعه کنند تا سست بودن و غیر موثق بودن این اظهار نظر خود را دریابند! ظاهراً ایشان فراموش کرده اند که دولت بارها اعلام کرد که اگر به برجام پایبند نباشیم و به FATF نپیوندیم و اصلاحات را نپذیریم، شبکه بانکی ما در معاملات خارجی و ارزی با مشکلاتی مواجه خواهد شد و چنانچه این موارد را تصویب نکنیم، مخالفان FATF و برجام باید پای تبعات آن بایستند و بعداً همه چیز را گردن دولت نیندازند! دولت، بویژه دکتر روحانی بارها در باره تامین منابع اولیه توسعه پس از برجام و پذیرش FATF در محافل مختلف با اشاره به تهدیدهای خارجی، بدقولی دولت آمریکا برای ادامه برجام و بلاتکلیفی لوایح مربوط به FATF، تاکید کرد که اگر قصد دورزدن این چالش‌ها را داشته باشیم، باید هزینه بسیار گزافی را از سیستم اقتصادی کشور بپردازیم که این امر شدت چالش بودجه‌ای کشور را عمیق‌تر می‌کند و از سوی دیگر با تنش‌های بیشتری از سوی دلواپسان داخلی مواجه می‌شویم. حال نمی توان دریافت که مقصود جناب آخوندی از نداشتن نظریه ای روشن در این زمینه چیست و چنانچه ایشان و همفکرانش سکان اجرایی کشور را در اختیار داشتند، با توجه به واقعیت های موجود داخلی و خارجی، چه نظریه روشنی را ارائه می کردند!!

هر چند نمی دانیم که هدف عباس آخوندی از بیان چنین انتقاداتی ناموجه و غیر مستند و غیر مستدل نسبت به دولت چیست،(اگرچه شنیده می شود با نقادی و تخریب دولت سودای انتخابات دارد) اما باید به ایشان و سایر مخالفان و منتقدان دولت یادآور شد که ارائه نظرات و تحلیل های فاقد منطق سیاسی و اقتصادی و غیرکارشناسانه و نیز بدون توجه به واقعیات مستند کشور، غیر از تخریب چهره خادمان نظام و ایجاد یأس و ناامیدی در جامعه و بازی کردن در زمین دشمنان ایران اسلامی، نتیجه ای ندارد.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا