شناسه خبر : 115960
تاریخ ارسال : ۱۷ تیر ۱۳۹۷ - ۹:۵۶ ب٫ظ

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم!

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.


چه زود تاریخ در کلیت خود گاه بنحو کمیک و گاه تراژیک تکرار می شود،انگار همین دیروز بود که شهید مظلوم آیت الله بهشتی خطاب به جناح های اپوزیسیون نظام می گفت،
برخی همه کار و هنرشان فقط در این رفتار خلاصه می شود که راحت بر مبلی بنشینند و با کلی بافی و افاضه پردازی برای ما طرح انقلاب بنویسند و اگر فرضاً روزی خود متصدی جایی گردند،تدبیر و عرضه اداره هیچ کاری را ندارند!
و امروز گویا حکایت همچنان باقی ست و آنکه شنعت می زند بر ساحل است! برخی از نیروهای منتسب و متشبه به اردوگاه اصلاح و سازندگی که متأسفانه بعضا فاقد فاقد انصاف و سلامت گفتارند و یا اینکه در بهترین وضعیت در کار و بارخود فاقد هر پیشینه اجرایی مطلوب در سطح کشورمی باشند ،بجای کمک نمودن به دولت، روز و شب به شیوه های مختلف به جوسازی علیه آن و پاره ای از مردان ارشد و وفادار دکتر روحانی پرداخته و با ایجاد ارعاب و فشار روانی و هکذا سیاه نمایی های کذایی ،پیاپی از ترمیم الزامی تیم اقتصادی دولت سخن می گویند و با فرافکنی و انداختن تقصیرات به گردن این و آن تقلای مذبوحانه می نمایند تا در این بلبشو اقتصادی کلاهی از نمد امتیازات دولت برای خود ببافند! تو گویی این کاسه های داغتر از آش اند که باید تحکم اندیشانه تعیین نمایند، فلانی می ماند و یا می رود!؟
البته اینکه در هر سیستم دولتی گاه به تغییراتی حاجت می افتد،ظاهرا حاجت تقریر و بیان اینهمه نیست اما و هزار اما چنین تغییرات بایسته ای باید به دور از قشون کشی های جناحی، منطقا بستر ضروری و طبیعی خود را سپری نماید تا کشور به سبب بوالهوسیها و عقده گشایی های مشتی هیاهو سالار بیش از این دچار بحران و آشفتگی مزمن نگردد! کیست که نداند با منطق و عقلانیت کار برآید نه با معرکه گیری و هوچیگری و عربده جویی های مستانه! پاره ای از تاجر مسلکان و نصرت دهندگان به بدخواهان کشور که در همیشه روزگار عرض خود می برند زحمت ما می دارند دیروز با اقوال غریبی در روزنامه سازندگی( شنبه ۱۶ تیر) ارگان حزب کارگزاران پراکنده اند، نشان داده اند که قصدشان بواقع خدمت به شخص روحانی و یا فراتر از آن خدمت به مصالح و منافع بلند و استراتژیک کشور نبوده و نیست چرا که این جماعت به اصطلاح منتقد و حق بجانب و بهانه جو هیچگاه به دکتر روحانی نظر مساعدی نداشته و کماکان ندارند و به تظاهر و از بد حادثه اینجا به پناه آمده وتنها او رامحلل حوایج خود تصور نموده اند! غایت اصلی این سناریو نویس های مغلطه باف حذف تدریجی و بالمره شخص حسن روحانی از مسند ریاست جمهوری س!می توان گفت، دقیقا همان مقصد که متحدان دلواپس آنان نیزاز فردای شکست فضاحت بار خود در انتخابات کلید زده و همچنان الی زماننا هذا، سودای آن را در سرمی پزند! در این فضای وانفسا چندی ست که افرادی مانند،علی تاجرنیا ،عبدالله ناصری و.. .می کوشند با بیان مهملاتی و تشبث به اموری خلاف واقع نقشی مخل و مخرب ایفاء نمایند!
غافل از اینکه این ره که تو می روی به ترکستان است ! یکی از عجایب دنیای پیچیده سیاست در ایران در سده های اخیر ،هدف گیری نیروهای کاربلد و سخت کوشی است که همواره در قالب نیات و غایات ناپسند از سوی خودی و بیگانه شکل می گیرد آن هم به طریق ناجوانمردانه و با تمسک به پمپاژها و شانتا ژهای ماکیاولیستی و استالینیستی، مدتی ست جناب ناصری بدون هیچ مستند قابل دفاع و دلیل محکمه پسندی علیه یکی از شاخص ترین و برجسته ترین اعتدالیون کشور به زعم خود دست به تحرکات سازماندهی شده ای زده است، رجلی کارآمد و پاک دست که سوابق و لواحق درخشان او از بدو انقلاب تاکنون بر همگان محرز و مسلم است.جالب است که جناب ناصری که جز منفی بافی و سیاه نمایی مزیت و نصرتی دیگر در نامه اعمالش ندارد و فافد جایگاه محکم و معتبر در کشور است حتی در یادداشت های خود نوعاً از بیان نام درست و صحیح سازمان برنامه و بودجه عاجز و قاصر مانده است در قالب وجیزه ای در روزنامه سازندگی ارگان حزب کارگزاران می گوید،
«رییس سازمان هیچ خلاقیتی ندارد و فقط خود را ملزم به تبعیت از آنچه توسط رییس جمهور طرح می شود می داند و چنین شرایطی باعث شده تا اعضای کابینه از عبارت نوبخت همان روحانی است استفاده کنند»
واقعا جای بسی تعجب و تأسف است که همدلی و همراهی دکتر نوبخت با مقام مافوق خود اکنون حمل به عدم خلاقیت و نقطه منفی برایش شود! معلوم نیست باید به ناصری به سبب این معنا تراشی های خارق العاده باید مرحبا بناصرنا گفت و یا اینکه باید گفت «حیف باشد اینقدر کوتاه نظر باشد کسی !»
خوب شد که نمردیم و معنای نوین «خلاقیت» را دراین زمانه از معظم له ،استحصال نمودیم!
گویا که پاره ای ازمدعیان کارگزار و اصلاحات میل آن دارند که جناب دکتر نوبخت چون آنان بر طبل اختلاف بکوبد و باب ساز مخالفت رییس جمهور بزند! و بعد هم به طرفه العینی به شتاب ساز دیگر کوک نمایند که رییس سازمان برنامه و بودجه گردنکشانه ،منویات و مندرجات رییس جمهور رابر نمی تابد!

سخن از کارکرد موفقیت آمیز دکتر نوبخت از سر تعصب و غلو نیست بلکه بیان یک واقعیت و حقیقت محرز و دفاع از یک حرمت و مظلومیت مضاعف است. هر چند او به دلیل کمیت و کیفیت کار خویش و برخورداری از گوهر عزت نفس به چنین مدافعانی نیاز ندارد اما،
اینقدر هم گر نگوییم ای سند
شیشه دل از ضعیفی بشکند!

آنان که از نزدیک جناب دکتر نوبخت را می شناسند می دانند که این بزرگمرد نجیب گیلانی _که اکنون واپسین ایام پربرکت هفتمین دهه عمر خود را سپری می کند _ بنحو اتفاقی و گزاف و بدون تمهید اسباب بزرگی به مقامات بزرگ کنونی تکیه نزده است، او اگر سالها سخنگوی صمیمی و مردمی دولت بوده است و همینطور رییس حاذق سازمان برنامه و بودجه، طبعا واجد نقشه راه و دارای برنامه و کارنامه ای موفق بوده که در این موقف حساس در معیت ریاست جمهور فرا ایستاده است.دکتر محمد باقر نوبخت، دستاورد فاخر تاریخ پر فراز و نشیب این میهن ست وی دارای دو دکترای «مدیریت و اقتصاد» است و علاوه بر مسئولیت های خرد و کلان ،چهار دوره نمایندگی موفق در مجلس و افتخار معاونت پژوهش های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص و هکذا معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و سرمایه انسانی ریاست جمهوری دولت یازدهم را درکارنامه خود دارد مقالات پژوهشی و و ده ها کتب ارزشمند و کلاسیک او در زمینه های اقتصاد، سیاست و حکومت مؤیدی تام برای مدعای کفایت و صلاحیت او در حوزه های تحت تکفل است. دکترنوبخت نه صرفاً از سر صدفه و روابط ارگانیک بلکه با خلوص و صداقت و استعداد و تلاش طاقت فرسای خود به تخصص و مهارتهای خاص و رتبه رفیع در سپهر اقتصاد و سیاست ایران رسیده و بحمدالعظیم ولو کره المخالفون ،امروز از سرمایه های نادر و عزیز کشور بشمار می آید، آنان که در جریانند به نیکی می دانند، جناب دکتر نوبخت در تمام بیست چهار ساعت روزانه خود،لختی آسایش و آرامش ندارد او همه زندگی و هستی خود را برای اعزاز و سربلندی این ملت و مملکت در طبق اخلاص و ایثار نهاده است. رجالی چون او در هر کجای جهان که سکنا گزینند بجای اینهمه هجمه های نا جوانمردانه، در صدر می نشینند و قدر می بینند.
غایت بی انصافی و بلکه به حدت،نگاهی غیر علمی ست که بجای هم اندیشی و هم افزایی با فردی پرتکاپو همچون او و اقران او مشکلات انبوه و درهم تنیده اقتصادی این سالها را تقصیر ایشان و دولت اعتدال بیاندازیم،تو گویی همه یاران شهر بی گنهند! مشکلات پر غموص و رموز اقتصاد _و خاصه اقتصاد سیاسی ایران _ را باید در جای مناسب خود دید و با واکاوی و جراحی جدی و جمعی به درمان همیشگی و ریشه ای آن اعتناء و اهتمام ورزید ،چرا که «جستن از غیر محل ناجستنی ست!»
خبرویت  حسن تدبیر و کارآمد گرایی دکتر نوبخت در مسئولیت های خطیری که در تاریخیت نظام جمهوری اسلامی به او واگذاشته شده است نه بر شخص رییس جمهور بلکه بر همه آگاهان و مشفقان جامعه ما همچون مهتاب در آسمان روشن است. دکتر برای همه کارهای حجیم و عظیم کرده و حتی بعضا ناکرده خود درطول این سالها گزارشات موسع و توضیحات مستدل و تفاسیر و تفاصیل منطقی و مقنع دارد، از نخبگانی خدوم چون او آن هم در کشوری که تماما متکی بر اقتصاد نفتی و رانتی و آکنده از تهدیدات و تحریمات کمر شکن است ، نباید به جزاف انتظار تکالیف مالایطاق و معجزات بزرگ داشت، تا اینجا که ایشان توانسته است بقدر مقدور با معضلات بر جامانده از برجام و فساد اقتصادی لانه کرده در لایه های سیاست و جامعه دست وپنجه نرم کرده و ، کارنامه ای ایچنین مظفر و موفق از خود به یادگار بگذارد بضاعتی قلیل و اقدام کمی نیست،دکتر قادر بوده است هم در«مدیریت درآمد» و هم در «مدیریت هزینه» و هم درمتفرعات دیگر با اینهمه حوادث مستعجل، نعم البدلی برای رؤسای پشین خود درسازمان برنامه و بودجه بوده باشد! باری تولیت کنونی دکتر نوبخت برسازمانی استراتژیک و خدمت چالاک وی در این اوضاع شکننده و پرچالش به ملت و نظام و انقلاب در مجموع امری مثال زدنی و ستودنی است . وی با شناخت و اشراف بر ظرفیت های گوناگون توسعه و اتخاذ راهبردهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کوشیده است اتفاقات خوبی را برای کشور رقم بزند.
تنگ نظران و مغرضان و حاسدانی که اساسا از روی جهالت و انتزاع اندیشی و فجیع تر از آن از سر حقد و حسد و بی تقوایی سیاسی، به جامعه آدرس غلط می دهند فضا را علیه کارآزموده گان دلسوز نظام و دولت به تب آلودگی و تهییج و حرمان می کشانند، ای بسا خود عندالوجدان ،بیش و بیش از هر کس دیگر واقف بر واقعیات جاری باشند!
نقد و انتقاد تحقیقاً ، تضمین تداوم حیات و تسجیل نشاط جامعه است بشرطی که نقد و ارزیابی ها درجوهره خود ، راهبرد ، معیار ، و پرنسیپ داشته باشد . اما وقتی نقد و داوری با اعراض نفسانی و اغراض سیاسی در می آمیزد و غاصبانه بجای آن می نشیند، سرکنگبین صفرا می شود و روغن بادام خشکی می افزاید!
مالیخولیایی قدرت پرستی و حق ستیزی و اعراض از واقعیت های عریان، وقتی سلطه و هژمونیک می یابد، چنین بدگویان کم مایه و پر مدعایی را اینگونه بی محابا به کام زهرآلود خود می کشاند، در چنین وضعیت نامتعادل و نا پایداری چه می توان گفت و چه می توان کرد!
به تعبیر مولانا :
چون غرص آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد!

سید حجت مهدوی سعیدی 

استاد دانشگاه

 

خطِ اعتدال: انتشار یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا