شناسه خبر : 179009
تاریخ ارسال : ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ - ۵:۱۷ ق٫ظ

مروری بر دعای ابوحمزه ثمالی/۲

شهر رمضان شهر شاهبازان طریقت است که به عشقِ لقای حقیقت در تکاپو و پویش مستمرند .

سید حجت مهدوی سعیدی:

نوسینده نامبردار فرانسوی جناب “مارسل پروست ” در جایی می گوید :
” بهشت های واقعی بهشت های هستند که آنرا از کف داده ایم ”
تحقیقاً ، از نظر اربابِ معرفت ماه مبارک رمضان واجد زاد و توشه معنوی و دستاوردهای مینوی برای مومنان جهان می باشد ، به شرط آنکه ما از ظاهر شریعت و شریعتِ ظاهر ، عبور و عدول کنیم‌ و در تقشر و تزّهد متوقف نشویم . حقیقت و اصالت قه که همه انبیاء و اولیاء به نوعی حاملِ محتویات آن بوده اند در دفائن و دفاتر محدود نیست که ، حرف فقه در دفتر نباشد !
فقه و فقاهت همان آیات و الهیاتی است که در قلب پاک انسان رشید و بلیغ و وارسته و گسسته از منافع و مطامع دنیوی ، الهام و القاء می شود ،‌
فقه و فرعیات آن در شرایطی در دل دمیده و روییده می شود نه بر کاغذ و صحف !
متاسفانه در جهان‌ معاصر ما ،کلاماً و کمالاً ! فقه معدود به عدادی از احکام و الزامات تکلیفه گردیده است ! و موجب شذوذاتی شده است !
فقه در قرآن به معنای فهم ژرف و درک بنیادین در همه جوانب و جواذب دین می باشد اما شوربختانه هم اکنون راویان آن را به ظاهر برده اند و تقلیل گرایانه تنها به صورتی از صورِ محدود آن پرداخته اند ، چنانکه از سوء قضاء همین وجه تخیف یافته ، معرّف تمدن اسلامی در جهان شده است !
حیف باشد اینقدر کوته نظر باشد کسی !
در فقره ای از دعای ابو حمزه ثمالی که امام سجاد علیه السلام عادتاً در اسحار شهر صیام آن را می خواندند داریم که ، الحمدلله الذی لا ادعوا غیره …
سپاس پروردگاری که نگذاشت و اجازت نفرمود ، من غیر او را بخوانم که اگر چنین می شد او دعایم را اجابت نمی فرمود.
در منطق قرآن و در بسط الهیات فقه اسلامی و بلکه در همه ادیان و مذاهب نقطه مرکزی هر طلب و تمنایی خود خداوند است ، نه شفیعان و کارگزاران او !
لذا آنکس که به ماسوی الله و به عنصر “دیگری ” روی می آورد و به آن می آویزد تماماً به همان دیگری سپرده می شود که فاقد هر گونه از حکمت و قدرت و شفقت و مفیدیتی در زندگی ست !
در قرآن آمده است ، ادعونی استحب لکم ، هر پاسخ و اجابتی در طریق سلوک و تمهید زندگی در گروِ خواندن خداوند است ، خاصه ، خاضعانه و متضرعانه ، تا در سپهر اخلاص و نفی انیّت و نحانیّت و ورای هر شک و شرکی ، آدمی حاجت روا گردد و البته این حاجت روایی هم در قلمرو معنا شکل می گیرد و هم در قلمرو ماده ، و بین این دو تفاوت و تنازعی نیست !
آدمی معجونی از نیازها و خواسته ها و درخواست های گوناگون است ، اینکه او می خواهد برای خود و فطرت خویش محبوب و معشوقی حقیقی داشته باشد تا با او عاشقانه منادات و مناجات کند و البته این مزیت کم چیزی نیست !

* برایم در این بی کسی ها تویی
صمیمی ترین آشنایی که هست !.

 

 

 


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا