شناسه خبر : 162437
تاریخ ارسال : ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۳ ب٫ظ

تا حباب بورس چقدر فاصله داریم؟ | تحلیل حسینی‌مقدم از وضعیت کنونی سهام

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

 تا حباب بورس چقدر فاصله داریم؟ | تحلیل حسینی‌مقدم از وضعیت کنونی سهام

حرف و حدیث از حباب سهام به اوج خود رسیده است. در میان اظهارنظرها حسینی مقدم، کارشناس بازار سرمایه نیز به تحلیل وضعیت کنونی بازار سهام پرداخته است. در این نوشته حسینی‌مقدم بررسی کوتاهی از حال و هوای بورس در نیمه نخست دهه ۸۰ داشته و وضعیت روزهای اوج بورس در آن زمان را با شرایط کنونی مقایسه کرده است. یادداشت این کارشناس بازار سرمایه از مباحث پرامون حباب بورس و راه‌حل منطقی سیاست‌گذاری را در ادامه بخوانید.

دنیای بورس:

سید روح‌الله حسینی مقدم، کارشناس بازار سرمایه:

ترکیدن حباب بورس قریب‌الوقوع است؟!!، چنین تحلیلی! را همیشه در مواقع رشد بازار می‌توان ارایه کرد. از اواسط سال ۱۳۸۱ نقدینگی زیادی به سمت بورس سرازیر شد. تعدادی از اقتصاددانان ادعا کردند که بورس حبابی شد. در سال ۱۳۸۲ نیز مجددا رشد بازار ادامه یافت، و این بار تعداد بیشتری از تحلیلگران و اقتصاددانان نسبت به رشد شاخص ها در بورس هشدار دادند و قیمتها در بورس را حباب خواندند؛ اما ریزش بورس نه در سال ۸۱، و نه در سال ۸۲ و بلکه در آذرماه ۱۳۸۳ اتفاق افتاد. البته طی این سالها بورس چند برابر شد و متولیان بورس هم در آن سالها همه کاری را برای جلوگیری از رشد شتابان قیمتها انجام دادند. از دامنه های قیمتی بسیار سختگیرانه گرفته تا وضع حجم مبنا.

از عوامل اصلی در رشد قیمتها در سال های ۸۲ و ۸۳ ، الف) خوشبینی نسبت به اقتصاد ب) رشد سودآوری بنگاههای بورسی به دلیل افزایش مقدار تولید و ج) جریان نقدینگی بود و از عوامل اصلی رشد قیمتها در سالهای ۹۸ و ۹۹ الف) رشد سودآوری بنگاههای بورسی بدلیل رشد قیمتها و ب) جریان نقدینگی به سمت بورس است.

مثل همیشه این بار هم سه دسته شرکت در بورس داریم؛ دسته اول شرکتهایی هستند که بسیار بالاتر از قیمتهای ذاتیِ برآوردی، دادوستد می شوند که البته تعدادشان کم نیست، ولی وزنشان کم است؛ دسته دوم شرکتهایی هستند هر چند در دو سال اخیر رشد قیمتی را تجربه کردند، اما به_ قیمت، دادوستد می شوند که هم تعدادشان و هم وزنشان در بازار کم است و دسته سوم شرکتهایی هستند که زیرِ قیمت، دادوستد می شوند که در این دسته، تعداد شرکتها، کم، ولی وزنشان روی شاخص و ارزش بازار بورس، زیاد است. نکته ضروری آنکه این طبقه بندی بر اساس تحلیل شخصی از برخی از متغیرهای اثرگذار بر بازار سهام است که قاعدتا می تواند با تحلیل و برآورد سایر کارشناسان و تحلیلگران متفاوت باشد.

آنچه که مشخص است، در یک بازار با تعداد بازیگر زیاد، و آزادی ورود و خروج مناسب، قطعا همه رفتار عقلایی ندارند و تنها برآیند رفتار آنها در یک بازه زمانی مناسب، امکان تحلیل می دهد.

شرکتهایی را در بازار می بینم که قبلا از نزدیک، از خطوط تولید و پتانسیل های آن بازدید داشتم و صورتهای مالی آن را به خوبی میشناسم، برآورد من این است که ارزش آن شرکتها با قیمتهای جاری بازار همخوانی ندارند و به اصطلاح، اصلا نمی ارزند و قطعا با این قیمت بازار، می توان چند شرکت مشابه ایجاد کرد. حتی اگر به فرض تحلیل اینجانب صحیح باشد، باز هم به سرمایه گذاران نمی توان گفت که شما حق خرید سهام این شرکت را ندارید؛ چرا که ممکن است برآورد من با برآورد آن سرمایه گذار از یک متغیر اقتصادی، کاملا یکسان نباشد. و در آن سوی، شرکتهایی را می بینم که واقعا ارزان و پایین تر از قیمت هستند، به همین ترتیب نمی توان تحلیل مشابه داشت.

وظیفه بورس هم در این زمینه فقط حفظ سلامت بازار است و باید با دستکاری قیمت و استفاده از اطلاعات نهانی برخورد کند و اینکه کدام شرکت بیشتر یا کمتر از قیمت دادوستد می شود، نتیجه مناسبی نخواهد داشت.

خوشبختانه در سالهای اخیر فرصت بسیار مناسبی برای اقتصاد کشور فراهم شده تا به تغییر نگاه به بازار سرمایه بیاندیشد و از ظرفیت پیدا و پنهان این بازار بهره برداری کند و بازار سرمایه هم نیاز به یک پوست اندازی جدی برای نقش آفرینی در این خصوص دارد. شرکتهای بزرگ بورسی، طرح های توسعه ای بزرگی دارند که می توان پس از تامین مالی، رشد سودآوری را به همراه داشته باشند و لذا ضرورت دارد این مسیر تسریع و تسهیل شود. سال ۹۹، باید سال تامین مالی بنگاههای بورسی از بازار سرمایه باشد.

پذیرش و عرضه اولیه شستا که نام بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بورس را به نام خود ثبت کرد ، نشان داد که این بازار حرفهای زیادی برای گفتن دارد و می تواند به یک نقطه قابل اتکا در تصمیم گیری ها قرار بگیرد. بسیاری از نقدها در خصوص عرضه شستا را خواندم و متاسفانه خیلی از آنها را تحلیل کامل و دقیقی ندیدم. ورود یک شرکت در بورس، با خود شفافیت به همراه خواهد آورد. تا به امروز از شستا فقط تغییر مدیریتی، جابه جایی هیات مدیره و تسویه حسابهای دولت را شننیدیم اما امروز به برکت حضور شستا در بورس، انبوهی از اطلاعات و صورتهای مالی در اختیار همه ذینفعان قرار گرفته و مدیریت شرکت باید به گروه جدیدی از ذینفعان پاسخگو باشد. این مهمترین مزیت غیرمادی پذیرش در بورس است که قابل کمی کردن، نیست. اگر بورس از منظر کیفی و کمی رشد نکند، قابلیت پذیرش بنگاههای بزرگ را که در حال حاضر با بهره وری و کارایی اندک کار می کنند را نخواهد داشت.

در شرایط رشد شاخص های بازار سرمایه و ورود نقدینگی به بورس، لازم است متولیان بازار چند کار اساسی را انجام دهند:

۱-   تسهیل و تسریع تامین مالی بنگاههای بورسی: با این کار هم با کاهش هزینه مالی بنگاهها و هم با به نتیجه رساندن طرح های توسعه ای، رشد سودآوری را رقم خواهند زد؛

۲-   نظارت بیشتر بر کیفیت شفافیت، دستکاری قیمت و استفاده از اطلاعات نهانی در شرکتها، بویژه در شرکتهای کوچک و متوسط؛

۳-   پذیرش و عرضه شرکتهای بیشتر در سال ۹۹. از یاد نبریم در سالهای رشد شاخص در دهه ۸۰، طی دو سال نزدیک به هشتاد (۸۰) شرکت در بورس عرضه اولیه شد و تقریبا در هر دو هفته، سه شرکت در بورس عرضه شد.

با چنین اقداماتی می توان با حفظ سلامت بازار ، از رشد شاخص های بازار به نفع “اقتصاد ملی” بهره برداری کرد

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا