شناسه خبر : 176959
تاریخ ارسال : ۱ اسفند ۱۳۹۹ - ۸:۰۸ ب٫ظ

تاکید عرف بر لازمه رقابت با حضور سه گفتمان غالب

 

سرویس سیاسی/ انتخابات ریاست جمهوری یک تفاوت اساسی با انتخاب های جمهوری اسلامی از سال ۷۶ به بعد دارد و آن تفاوت، حضور جریان سومی به نام اعتدال گرایی در این رقابت اساسی است. به عبارت دیگر، به احتمال قریب به یقین، این بار مساله مردم در انتخابات، دیگر انتخاب میان دوگانه اصولگرایی یا اصلاح طلبی نخواهد بود، بلکه ایرانیان گزینه سومی را هم روی میز خواهند داشت، گزینه اعتدال گرایی که مردم خود، زمینه ساز رشدیافتن و قوام گرفتن این جریان شدند. زیرا آنچه در انتخابات ۲۴ خردادماه ۱۳۹۲ رقم خورد، صرفا انتخاب یک نامزد به نام حسن روحانی از میان نامزدهای دیگر نبود، بلکه به منزله کاشتن بذری در سیاست داخلی جمهوری اسلامی بود که حالا به یک درخت ریشه دار و تنومند تبدیل شده است: جوانه زدن جریان سوم اعتدال گرایی در فضای میان اصلاح طلبی و اصولگرایی.
در عالم سیاسی، شکل گیری «مجمع عقلا» در مجلس دوم شورای اسلامی را می توان ریشه تاریخی اعتدال گرایی در سیاست و مدیریت ایران دانست. در آن دوره، گروهی از چهره های شاخص مجلس دوم که از قضا حسن روحانی هم عضو آن بود، گروهی را تشکیل دادند تا مسائل کشور را ورای دو جهت گیری چپ و راست آن زمان، صورت بندی و راه حل پیشنهاد کنند. به دلیل فضا انقلابی و جنگی آن، عمر این مجمع کوتاه بود، اما دومین تلاش برای گشایش رویکرد جدید سیاسی در کشور را می توان با تاسیس حزب اعتدال و توسعه همزمان دانست. این حزب که از ابتدای تاسیس اعتدالگرا توصیف می شد، در سال ۱۳۷۸ شکل گرفت، یعنی زمانی که ستیزهای سیاسی اصلاح طلبان (چپ های دیروز) و اصولگرایان (راست های دیروز) به اوج خودش رسیده بود. اعضای حزب را کسانی تشکیل می دادند که بعدها، ستون فقرات دولت های یازدهم و دوازدهم را تشکیل دادند: محمدباقر نوبخت به عنوان دبیرکل تا حسن روحانی، محمود واعظی، اکبر ترکان و فاطمه هاشمی و… این حزب خود را ادامه دهنده راهی می دانست که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی ایجاد کرده بود، اینکه نه اصلاح طلب بودن و نه اصولگرا بودن، بلکه اعتدال در هر حوزه و مساله کشوری را راه حل دانستن. هدف اساسی این جریان یا حزب، کاستن از شدت قطبی شدن فضای جامعه، کم کردن هزینه سیاست ورزی در داخل، پایین آوردن سطح نزاع ها و استفاده از نیروهای عقلانی و کارآمد، فارغ از گرایش های سیاسی آنان برای اداره جامعه بود.
طبیعی بود که دو جریان سیاسی اصلی کشور، قائل به این نبودند که فضا را برای جریان های نوپدید جدید و رقیب باز کنند، چرا که هم بازار کنش های ایدئولوژیک آنان سرد می شد، هم بازی های تند سیاسی آنان بی معنی و هم نیروهای آنان که صرفا خصلت سیاسی داشتند، فاقد کارکرد می شدند. به همین دلیل، این حزب و به تبع آن، تفکر اعتدالی نتوانست مجالی برای بالندگی و توسعه فعالیت ها و افکار و اندیشه های خود بیابد. این وقفه زمانی قریب به ۲۰ سال طول کشید و سرانجام ۲۴ خردادماه ۱۳۹۲ بود که ایرانیان با رای خود، نه یک اصولگرا یا یک اصلاح طلب، بلکه یک چهره اعتدالی را به عنوان رئیس جمهوری برگزیدند. این انتخاب به ویژه از این رو اهمیت داشت که در انتخابات ۷۶ یک چهره اصلاح طلب و در دور بعدی ریاست جمهوری به جریان اصولگرا رسید. از این رو می توان گفت که مردم، پس از دو تجربه، این بار در سومین انتخاب خود، جریان سوم را برای اداره کشور برگزیدند. نکته اینجا است که گرچه حسن روحانی به طور تاریخی و تشکیلاتی عضو جامعه روحانیت مبارز بود، اما اصولگرایان هیچگاه ادعا نکرده اند که پیروزی روحانی به معنای پیروزی آنان است، همچنان که اصلاح طلبان هم هیجگاه روحانی را یک اصلاح طلب تمام عیار به شمار نیاوردند. باوجود، اصولگرایان هیچ گاه اعتدال گرایی را به رسمیت نشناختند، چرا که در این صورت، طبیعی است که عرصه سیاست ایران با حضور سه رقیب، برای آنان تنگ تر می شود تا اینکه دو رقیب با هم رقابت کنند. اما این مساله، نافی این واقعیت نبود که مردم با انتخاب خود در سال ۹۲، از دوگانه اصلاح طلب-اصولگرا فراتر رفته و یک بازی سیاسی با حضور سه جریان فکری را شکل داده و به آن رسمیت بخشیده اند. مضافا اینکه دولت روحانی نیز، چه در اظهارنظرهای سیاسی، چه در انتخاب مدیران و اعضای کابینه و چه در مدیریت سیاست داخلی و خارجی، در ۸ سال فعالیت خود با فراتر از رفتن از رویکردهای صرفا اصولگرایانه یا صرفا اصلاح طلبانه، عملا به این انتخاب مردم مهر تایید زد. به همین دلیل است که مانند روز نخست انتخاب روحانی، نه اصولگرایان عملکرد کابینه روحانی را اصولگرایانه می دانند و نه اصلاح طلبان، اصلاح طلبانه.
برپایه همین واقعیت تاریخی و سیاسی است که جمال عرف، رئیس ستاد انتخابات کشور با تایید و اعلام اینکه در سپهر سیاسی سه گفتمان غالب اصولگرایی، اصلاح‌طلبی و اعتدالی داریم که باید در انتخابات نماینده داشته باشند، تاکید کرد: «حضور سه گفتمان غالب در انتخابات فضا را رقابتی می‌کند. باید همه کسانی

که نماینده سلایق مختلف در جمهوری اسلامی هستند در انتخابات حضور داشته باشند. در سپهر سیاسی سه گفتمان غالب اصولگرایی، اصلاح‌طلبی و اعتدالی داریم و قاعدتاً هر سه گفتمان که متناسب با آن احزاب و گروه‌های سیاسی هم وجود دارد، باید در انتخابات نماینده داشته باشند.»
در منطق اقتصاد سیاسی، طبیعی است که هم اصلاح طلبان و هم اصولگرایان، بهم خوردن شیوه سنتی بازی سیاسی در ایران باوجود دو رقیب اصولگرا و اصلاح طلب را خوش نداشته باشند. اما چه آنان خوش داشته باشند و چه نداشته باشند، نه فقط اعتدال گرایی به عنوان جریان سوم سیاسی در ایران به یک واقعیت تاریخی و سیاسی تبدیل شده است، بلکه مردم با انتخاب خود در سال های ۹۲، ۹۴ و ۹۶ به آن مهر تایید زده اند. زیرا اعتدال گرایی، به مثابه راه سوم کنش سیاسی و شیوه سوم اندیشیدن درباره مسائل تاریخی و ساختاری ایران، یک واقعیت موجود در جامعه است. تجربه ۸ ساله دو دولت روحانی، نشان داد که طیف وسیعی از ایرانیان هستند که مسائل کشور را فراتر از دو عینک اصولگرایی یا اصلاح طلبی می نگرند. مساله این است که این جریان اجتماعی، خواستار نقش پذیرفتن و نمایندگی داشتن در عرصه سیاسی و تصمیم گیری کشور هست. چه بسا این جریان با خود بگوید که وقتی در دو انتخابات پیروز شدم، چرا در سایر رقابت ها پیروز نشوم؟ شاید این جریان اینطور به مسائل نگاه می کند که می توان با فراتر رفتن از نزاع میان دو جریان چپ و راست، هم آرامش را به کشور بازگرداند و هم تصمیمات عقلانی و غیرایدئولوژیک برای مدیریت کشور اتخاذ کرد و هم اینکه زمینه را برای حضور داشتن نیروهای غیرسیاسی و غیرایدئولوژیک کشور نیز فراهم کرد.
از این رو قابل پیش بینی است که در انتخابات ۱۴۰۰ هم این جریان نامزدی را به جامعه معرفی کند که دیدگاه اصلی او از این قرار باشد: کشور را با کمترین هزینه و خسارت سیاسی، در داخل یا خارج، اداره کنیم. در این میان عجیب و بعید نیست که دو جریان دیگر بخواهند به این طیف بی توجه باشند. اما حتی بی توجهی هم نمی تواند واقعیت های تاریخی و ریشه دار اجتماعی را به حاشیه ببرد.


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا