شناسه خبر : 174505
تاریخ ارسال : ۷ دی ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۳ ق٫ظ

راه برای جوانان در پاستور باز می شود؟+گزینه های احتمالی

خطِ اعتدال/ «دولت جوان» یک شعار نیست، یک اقتضای راهبردی است که از وضعیت فعلی جمهوری اسلامی نشات می گیرد. به عبارت دیگر، «دولت جوان» تعبیری است از ضرورت تغییر نسل سیاستمداران و مدیران در جمهوری اسلامی ایران. زیرا همچنان که جمهوری اسلامی ۴۰ سال نخست فعالیت خود را سپری کرد و پای در ۴۰ ساله دوم گذاشت، مدیران و سیاست ورزانی که در ۴۰ سال گذشته مقدرات کشور را به دست داشتند، آرام آرام، و البته در یک فرایند اجتناب ناپذیر، باید جای خود را به مدیران جوان و تازه نفس بدهند. مدیرانی که در خلال سال های گذشته، کنار دست و همراه این کهنسالان، آموختند و تجربه اندوختند و امروز میدان برای فعالیت آنان با تاکید رهبر معظم انقلاب مهیا شده است.
از میان شخصیت های کشور، رهبر معظم انقلاب نخستین چهره ای بودند که این تغییر راهبردی را تشخیص داده و بر ضرورت آن صحه گذاشتند. چه بسا اگر همچنان منتظر می ماندیم تا دست سرنوشت، عرصه را برای کنشگری جوان ترها باز کند یا کهنسالان سیاست و مدیریت جا را برای نسل بعد خالی کنند، این فرایند زمان بر می شد و سال های دیگری کشور را درگیر خود می کرد. از این رو به نظر می رسد اشاره رهبر معظم انقلاب، به ضرورتی است که شاید حتی امروز هم در آن تاخیر شده باشد.
نخستین بار، خردادماه ۱۳۹۸ بود که رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان از ضرورت روی کارآمدن یک دولت جوان و حزب اللهی سخن گفتند. ایشان در پاسخ به دغدغه های جوانان درباره ضرورت جوانگرایی در مدیریت کشور تاکید کردند: «توطئه‌ نومید کردن نسل جوان با همین حرکت ها که نشاط‌آفرین و امیدآفرین است، از بین می رود. بنابر‌این، اگر چنانچه ان‌شاءالله شما جوان ها با این حرکت ها پیش بروید و زمینه را برای روی کار آوردن یک دولت جوان و حزب‌اللهی آماده کنید، بنده معتقدم که بسیاری از این نگرانی‌های شما و دغدغه‌های شما و غصّه‌های شما پایان خواهد پذیرفت.»
ایشان ۲۸ اردیبهشت ۹۹ نیز در دیدار تصویری با نمایندگان تشکل های دانشجویی فرمودند: «من البتّه -همچنان که قبلاً هم در سال گذشته تأکید کردم و مکرّر هم گفته‌ام- به دولت جوان و حزب‌اللهی معتقدم و به آن امیدوارم.»

آنچه «دولت جوان» را بار دیگر در معرض توجه و مداقه کارشناسان قرار داد، تکرار این تاکید رهبر معظم انقلاب در مستند «غیر رسمی» بود که به تازگی با محوریت دیدارهای صمیمانه ایشان با جمع های کوچکی از نخبگان حوزه های مختلف منتشر شد.
ایشان در پاسخ به یکی از جوانان که از کم بودن انتصاب جوانان در کشور انتقاد کرده بود، تشکیل کابینه جوان را راه حل دانستند و تاکید کردند که صورت انتخاب یک رئیس جمهور جوان، طبعا او نیز مدیران و دیگر وزرای خود را از میان جوانان انتخاب خواهد کرد.

همان طور که در بالا اشاره شد، اساسا سیر سیاست در ایران به سمتی رفته است که تغییر نسل بیش از هر زمان دیگری ضروری و محتمل به نظر می رسد. ضرورت این تغییر نسل، هم ناشی از نیروهای جوانی است که خواهان میدان بیشتری برای فعالیت خود هستند، و هم این  ادعا از سوی برخی ها بیان می شود  که نسل ابتدای انقلاب، هرچه در چنته داشته است در معرض گذاشته است. و چهره ها نیز برای رای دهندگان ایرانی تکراری شده اند. از این رو انتخابات ریاست جمهوری پیش رو را می توان بهترین فرصت برای عرض اندام چهره های جدید عرصه سیاست و کنشگری ایران دانست، چهره هایی که در همین ساخت سیاسی و مدیریتی، پرورش یافتند و حالا می خواهند در یک میدان واقعی تر و بزرگ تر، به صورت مستقل کنشگری کرده و یکی یکی بر صندلی های کلان قدرت و مدیریت کشور بنشینند و قدیمی ها و کهنسالان را براستی بازنشسته کنند.

اما این جوانان یا چهره های جدید و نوظهور که از بخت بیشتری برای دستیابی به قدرت اول اجرایی کشور برخوردارند، چه کسانی هستند؟ هرچند بروز یک چهره براستی تازه و ناشناخته در این عرصه دور از ذهن نیست، اما به نظر می رسد کسانی که در سال های اخیر نامشان در کنار بزرگ ترها و کهنسالان سیاست ایران تکرار شده است، از اقبال بیشتری برخوردار باشند.
از این رو، می توانیم با مروری بر نام هایی که امروز مطرح یا مستعد است، بخت هریک را برای دستیابی به اقبال و آرای ملت ایران بررسی کنیم. این نام ها هم در میان اصولگرایان و هم در میان اصلاح طلبان و اعتدالی ها و مستقل ها دیده و شنیده می شوند. به عبارت دیگر، امروز همه جناح های سیاسی کشور، چهره های جوانی را در ساخت و بافت حاکمیتی و مدیریتی کشور دارند که می توانند روی آنان سرمایه گذاری کنند و دولت جوان همسو با جریان فکری و سیاسی خود را به دست آنان تشکیل دهند. به عبارت دیگر، اگر مطابق رویکرد رهبر معظم انقلاب، جریان های سیاسی به این خط شکنی تن بدهند، ظرفیت آن را دارند تا چهره ای جوان از میان خود را به مردم معرفی کنند.

برحسب حروف الفبا:

محمدجواد آذری جهرمی: محمدجواد آذری جهرمی نخستین وزیر جمهوری اسلامی ایران است که بعد از انقلاب متولد شده است. وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت حسن روحانی متولد ۱۳۶۰ از جهرم استان فارس است. در سال آخر دولت اول روحانی، یک سال معاون وزیر ارتباطات، محمود واعظی و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت بود. آذری جهرمی درحالی به عنوان وزیر جوان شناخته می شود که بسیاری گمان نمی کردند او می تواند از مجلس دهم رای اعتماد بگیرد.جهرمی به واسطه ارتباط با جوانان اصولگرا و بهره گیری از فضای مجازی توانسته تا حدی محبوبیتی در لایه هایی از بدنه اجتماعی ایجاد کند

 

مهرداد بذرپاش: بذرپاش به لحاظ ظاهر و هم سن، یعنی متولد ۵۹ بودن، براستی می تواند نماد یک نیروی اصولگرای جوان باشد.  وی زاده تهرانو  رشد سیاسی خود را مدیون احمدی نژاد است. او تا پیش از شهرداری احمدی نژاد، در بخش های دانشجویی فعال بود و همراه با احمدی نژاد به شهرداری رفت و بعد در دولت اول او، دبیرکل جمعیت جوانان شد. مدیریت سایپا و مشاوره رئیس جمهور وقت از دیگر سمت های او است. تصدی سمت ریاست دیوان محاسبات در مجلس یازدهم، با همه حاشیه ها نشان داد که بذرپاش به طور جدی عزم آن دارد تا خود را به عنوان یک رجل سیاسی مطرح کند.

 

سید حسن خمینی: یادگار بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، متولد ۱۳۵۱ از قم است. او در همه سال های فعالیت خود، غیر از تولیت حرم مطهر امام خمینی(ره) عضویت در هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی و تدریس در حوزه علمیه،را داشته است. با این همه، هم نسبت و شباهت به بنیانگذار انقلاب و هم سرمایه اجتماعی بیت امام که سیدحسن توانست با سلوک خود در این سال ها به آن سرمایه بیفزاید، او را میان طیف های وسیعی از مردم و جوانان از اقبال گسترده ای برخوردار کرده است. براین اساس هر از گاهی نام او به عنوان نامزد رئیس جمهوری یا مواردی از این دست مطرح می شود

 

سورنا ستاری: سورنا ستاری، فرزند سرلشکر شهید منصور ستاری و متولد ۱۳۵۱ از تهران است. او در دولت های اول و دوم حسن روحانی، معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری بوده است. ستاری که به گفته خود با سهمیه وارد دانشگاه نشد، در یک سال اول دولت احمدی نژاد به عنوان مدیرعامل شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت منصوب شد که بعدا از آن استعفا داد.، اما به دلیل نقشی که در طراحی جنگنده آذرخش داشت، نشان درجه یک هنر را از مقام معظم رهبری دریافت کرد.اگرچه به ظاهرستاری برای خود در پاستور لباسی ندوخته ولی برخی از کنشگران حضور او را در انتخابات محتمل می دانند

 

امیرحسین قاضی زاده هاشمی: قاضی زاده هاشمی، نایب رئیس اول مجلس یازدهم که ۴۹ سال دارد، از چهره های نزدیک به طیف پایداری است که می تواند در زمره امیدهای جوان این جریان برای کرسی ریاست جمهوری دسته بندی شود. او یک پزشک است که در سه دوره قبلی مجلس نیز نمایندگی مردم مشهد را بر عهده داشت.قاضی زاده  در فاصله سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۳ سخنگوی جبهه پایداری بود وی متولد فریمان، استان خراسان رضوی است

 

سعید محمد: سعید محمد، رئیس قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا که احتمال نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری را رد نکرد هم یکی از افراد مطرح اصولگرا است، وی متولد ۱۳۴۷ از تهران است. طیف هایی از اصولگرایان، سعید محمد را همزمان واجد دو ویژگی نظامیگری و جوانی می دانند و به همین دلیل او را بر هر نامزد دیگری ارجح تشخیص می دهند. محمد، از جمله سرداران بعد از جنگ شمرده می شود که عمده فعالیت خود را در قرارگاه سازندگی دنبال کرده است. پیش از فرماندهی قرارگاه، او در سپاسد و مدتی نیز در اطلس ایرانیان فعال بود.

 

نکته مهم این جاست که اگر هرکدام از این چهره ها، بخت آن را بیابند که به عنوان رئیس جمهور بعدی کار خود را دنبال کنند، عملا شاهد یک پوست اندازی و تغییر نسلی در مدیریت کلان کشور خواهیم بود. فارغ از اینکه رئیس جمهور بعدی اصولگرا باشد، اصلاح طلب یا اعتدالی، مساله این است که این چهره ها سرمایه های مدیریتی نظام محسوب شده و ساخت و بافت همین حکمرانی تربیت شده و کار را آموخته اند. باید منتظر ماند و دید که از میان این چهره ها، کدام یک مسئولیت نخستین چرخش مدیریتی در گام دوم انقلاب را برعهده می گیرد.


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا