شناسه خبر : 169255
تاریخ ارسال : ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ - ۵:۴۸ ق٫ظ

در قامت یک استثنا حسینی که من می‌فهمم

روایت بیژن عبدالکریمی از اباعبدالله(ع): در قامت یک استثنا حسینی که من می‌فهمم

ایوب قادری: نشست «حسین در افق معاصرت؛ چرا هنوز حسین؟» از سلسله‌نشست‌های مجازی «چراغی دیگر»، توسط خانه اندیشمندان علوم انسانی با حضور دکتر بیژن عبدالکریمی شامگاه چهارشنبه، ۱۲ شهریور برگزار شد. این استاد فلسفه سخنان خود را با این مطلع آغاز کرد: اعتقاد دارم که حسین بن علی (ع) نه‌فقط امام بزرگ شیعه و نه دست‌پرورده بزرگ تفکر و دیانت اسلام؛ بلکه سرمایه بزرگ بشری است که به تمام جهانیان تعلق دارد. حسین بن علی (ع) نماد و نمونه اعلای تحقق انسانی سنت‌های دینی است و کسی می‌تواند با حسین بن علی (ع) ارتباط برقرار کند که با سنت‌های تاریخ ماقبل مدرن ارتباط برقرار کند. او افزود: متأسفانه همه کسانی که شیفتگان عقلانیت جدید و عالم مدرن هستند، اسیر یک خرافه به نام «اسطوره اصل پیشرفت» هستند؛ یعنی یک تفسیر خطی از تاریخ دارند؛ گویی تاریخ هرچه جلوتر آمده یک گام به سوی برتری نهاده و انسان کنونی نوک این پیکان و متکامل‌ترین انسانی است که بشر دیده است و در این برداشت که زیست جهان کنونی، بهترین جهان ممکن است، نوعی استغنا نسبت به همه جهان‌های قبل از این دیده می‌شود. عبدالکریمی این نگاه را رد کرده و گفت: برای چنین انسانی، بی‌تردید سنت چیزی جز مجموعه‌ای از خرافات، جهل، نادانی و سیاهی نیست و تمام روشنایی‌ها متعلق به عصر مدرن و پس از دوران روشنگری است. اما امروزه هیچ متفکر جدی را نمی‌شناسیم که از اصل پیشرفت و تفسیر خطی از تاریخ دفاع کند. به تعبیر عبدالکریمی «در روزگار ما فرهنگ بردگی غلبه پیدا کرده است» و ما نیازمند یک الگوی انسانی هستیم که به ما نشان دهد که می‌توانیم به فرهنگ بردگی تن ندهیم و خوشبختانه چنین الگویی در فرهنگ ما وجود دارد؛ «حسین بن علی نمونه انسان آزاده‌ای است که مرگ را پذیرفت و به فرهنگ آمیخته با ذلت تن نداد». این استاد دانشگاه  حسین بن علی(ع) را «نمونه اعلای یک استثنا» ‌خواند و بیان کرد: حسین (ع) قاعده نبود و یک استثنا بود. این استثنا می‌تواند الگوی بزرگی برای انسان برده روزگار ما که اسیر جبر سیستم‌ها و ساختارهای مملو از انفعال، رخوت، سستی و بی‌ارادگی است، باشد. حسینی که من می‌فهمم، اسوه فرقه‌ای نیست که بخواهیم آن را از دیگران جدا بکنیم. حسین (ع) تبلور انسان آزاده‌ است. همان الگویی که همه بشریت به آن نیازمند است. او ادامه داد: متأسفانه امروز حسین بن علی(ع) میان دو تیغه یک قیچی گیر کرده است. از یک سو، نوگرایانی که فهم و درکی از روح سنت تاریخی ما ندارند و نمی‌توانند با حماسه حسینی ارتباط برقرار کنند و تیغه دوم، سنت‌گرایانی که ‌‌حسین (ع) را که یکی از سرمایه‌های بزرگ بشری است، تقلیل داده‌اند؛ درست همان‌گونه که مسیح و زرتشت فقط پیامبر مذهب و قوم خاصی نیستند و سرمایه‌های بزرگ بشری قلمداد می‌شوند. عبدالکریمی گفت: گاهی اوقات زبان فرقه‌گرایانه جلوتر از پدیدار است؛ یعنی ما باید اثر علمی خلق کنیم که نشان دهد حسین (ع) بزرگ‌ترین آزاده جهان است؛ متأسفانه، جامعه سنتی ما برای دفاع از امام حسین (ع) در بیرون از مرزهای خود زبان لازم را ندارد و این کار سازمان‌های رسمی نیست و کاری متفکرانه و اندیشمندانه است و فکر می‌کنم هنوز جامعه ما به آن قدرت علمی دست پیدا نکرده که او را در جهان معرفی کند. ‌
تشیع، روح اسلام در کالبد ایرانی
این استاد دانشگاه افزود: امروز سرمایه اجتماعی و «احساس ما بودن» در کشور دچار چالش شده و به‌شدت تنزل پیدا کرده است؛ چراکه یادمان رفته است که یک ملت بدون میراث و تاریخ ملت نیست. امروز مهم‌ترین مسئله ما رسیدن به عدالت و دموکراسی و مبارزه با آمریکا نیست. نمی‌گویم با آمریکا مبارزه نکنیم و دنبال عدالت و آزادی نباشیم؛ بلکه مهم‌ترین مسئله این است که چگونه ملت واحدی شویم. در‌این‌صورت به عدالت و آزادی دسترسی خواهیم یافت و در برابر شدیدترین فشارهای نظام سلطه خواهیم ایستاد. حرف من به جوانان این است که ما برای ملت‌شدن نیازمند سنت و میراث تاریخی هستیم و تشیع و حسین بن علی(ع) برجسته‌ترین میراث تاریخی و فرهنگی ماست. ایرانیان با این سنت دینی که چیزی ورای خلافت اموی یا دولت صفوی است، پیوندی دیرینه دارند.‌ او گفت: اینکه ایرانیان به اسلام روی می‌آورند، ناشی از همان علقه‌هایی است که در حکمت دینی و معنوی داشتند و چون از نظام سلطه بیزار بودند (که ما از معدود ملت‌هایی هستیم که در تاریخ‌مان دو امر بت‌پرستی و بردگی را تجربه نکرده‌ایم)، روح ایرانی با بردگی جمع نمی‌شود و همه قدرت‌های جهان باید بدانند که ایرانی همیشه در برابر سیستمی که میل به سلطه دارد، طغیان می‌کند و بعدها اینکه ایرانیان یگانه ملتی هستند که مذهب رسمی آنها تشیع است که به دلیل زور شمشیر نبوده؛ بلکه به خاطر روح حریت و آزادگی بوده است که موجب فاصله‌گرفتن از نظام خلافت اموی و عباسی می‌شود؛ به این معنا، تشیع روح اسلام در کالبد ایرانی است./شرق


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا