شناسه خبر : 165898
تاریخ ارسال : ۱ تیر ۱۳۹۹ - ۶:۴۳ ق٫ظ

زوال پدرسالاری

به گزارش خط اعتدال ، «ایران و ایران و ایران… ایرانی‌ام و مردم ایران را دوست دارم…» این جمله‌ای به یاد ماندنی از محمدعلی کشاورز در واپسین سال‌های زندگی در گفت‌وگویی تلویزیونی است. او سخنان خود را با این جملات به پایان ‌برد و بارها در محافل و مجالس مختلف دیگر هم گفته بود: «ایران همه داشته‌های ماست». کشاورز اگرچه در دایره پنج چهره درخشان و بی‌تکرار هنر بازیگری در کنار استادان داود رشیدی، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و علی نصیریان قرار می‌گیرد، اما از یک منظر با آنها متفاوت بود …

کشاورز در فیلم صحرای تاتارها به کارگردانی والریو زورلینی و همچنین فیلم کاروان‌ها اثر جیمز فارگو، همچون بازیگری بین‌المللی درخشیده بود. او بازیگری مقابل دوربین فیلمسازان بزرگ سینمای ایران، همچون فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، علی حاتمی و عباس کیارستمی را در کارنامه داشت. کوروساوا فیلمساز شهیر و اسطوره سینمای ژاپن درباره نقش آفرینی کشاورز در فیلم زیر درختان زیتون – ساخته عباس کیارستمی – گفته بود: این بهترین ایفای نقش یک بازیگر در نقش کارگردان سینما در کل سینمای جهان است.

زوال پدرسالاری
از سوی دیگر، کشاورز همواره نگاهی پدرانه، توأم با عشق و عطوفت نسبت به مردم داشت و نقش‌هایی را می‌آفرید که متناسب با این ویژگی‌ها بود. گاهی تعریف می‌کرد بعد از پخش سریال پدرسالار که در آن نقش یکی از بزرگان صنف تاکسیران را بازی می‌کرد، بارها در تاکسی با این سؤال مواجه می‌شد که آیا می‌تواند در صنف، برای فلان راننده توصیه یا پادرمیانی کند؟ این موضوع برای او زمینه‌ای شده بود تا بواسطه شهرت و محبوبیتش، احیاناً بتواند برای این قشر قدمی بردارد.
مرحوم کشاورز از آن دست بزرگانی بود که نام و شهرتش به پدیده‌ها و مکان‌ها تشخص می‌بخشید؛ خانه‌ای که در آن سریال پدرسالار ضبط شد، گرچه ارزش‌های میراثی و هویتی آن هنوز بر تهرانی ها آشکار نشده بود، اما پس از آن لقب «خانه پدرسالار» یافت و همین عنوان آن خانه را از گزند روزگار حفظ کرد و اکنون در محله امام‌زاده یحیی در منطقه ۱۲ خانه‌فرهنگ است. آن سال‌ها تازه امکان دریافت شبکه‌های تلویزیونی خارجی پدید آمده بود و معروف بود که انبوهی از مردم تماشای این سریال را بر آن شبکه‌ها ترجیح می‌دهند. کشاورز در گفت‌و‌گویی در آن دوران این پدیده را قابل بررسی دانست، با تأکید بر این نکته که مردم کار خوب و حرفه‌ای را تشخیص می‌دهند. فقط نقش پدرسالار نبود که کشاورز را با خاطره تهران قدیم پیوند می‌داد؛ او در سریال به یاد ماندنی هزار دستان نیز در نقش «شعبون استخونی» بسیار خوش درخشید و به چهره غبار گرفته لوطی‌ها و کلاه‌مخملی‌های تهران جانی تازه داد. کشاورز آنقدر آن نقش را عالی و جاندار از کار درآورد که حاتمی شبیه‌ای از آن را در نقش فرزند ارشد در فیلم سینمایی «مادر» گنجاند و همچنان نیز استادانه و به یادماندنی بود. کشاورز مانند چند دوست نام آورش، کار بازیگری را از انتخاب تا ایفای نقش بسیار جدی می‌گرفت و نه فقط در فیلم‌ها و سریال‌هایی که خود در آن بازیگر شاخص بود، بلکه در اثری مانند هزار دستان، با حضور شماری از بزرگان سینمای ایران نیز می‌توانست مُهر حضور مؤثر خود را بر ذهن بیننده بر جای گذارد. به گواهی بازیگر و در واقع «نابازیگر» فیلم زیر درختان زیتون، کشاورز برای صحنه‌ای خاص از این فیلم بارها و بارها تمرین کرده و کیارستمی این موضوع را با شگفتی برای وی نقل کرده بود تا بر اهمیت این صحنه تأکید کند. نکته اخلاقی و حرفه‌ای ماجرا اینجاست که کشاورز با وجود اطلاع از وضع و شرایط نقش مقابل، باز به روش و شیوه خود پیش رفته بود.
واقع این است که ما در کنار تحسین و تجلیل از کشاورز و بازیگران نام آور هم نسل او، به کشف راز و رمز شخصیت و سلوک فرهنگی آنها بیشتر نیاز داریم. سیر مطالعاتی آنها نشان می‌دهد که گرچه هنرهای نمایشی مدرن جهان را خوب می‌شناختند، اما پای استواری هم در سنت داشتند. تا حد ممکن کوشیده بودند سابقه تاریخی و ادبی ایران و زبان فارسی را نیک بشناسند و ایران دوستی آنها هم نه از باب شعار و عادت و مناسب گویی، بلکه از سر شناخت بود. یکبار در مراسم چهره‌های ماندگار که قرار بود به کشاورز جایزه‌ای تقدیم شود، از جا برخاست و نسبت به استاد خود، دانشمند بی‌مثال، مرحوم دکتر محمد خوانساری که در میان حضار نشسته با صدای بلند ادای احترام کرد و در واقع به نوعی از ایشان اجازه خواست. مرحوم دکتر قانعی راد در کتاب زوال پدرسالاری از فرسایش مفهوم پدری در سطوح مختلف خانه-خانواده-جامعه سخن می‌گوید. شاید مثال این گفته در قالب نمایشی همان اثر مشهور پدرسالار باشد که همراه با بازی بی‌نظیر محمدعلی کشاورز بود. به‌هر حال در وجود زنده یاد کشاورز کیفیتی جریان داشت که از بازیگری بسی فراتر بود: فرهنگ و هنر. هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجاست و به خاطر همان نکته است که کشاورز مقبول طبع مردم صاحب نظر شد.


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا