شناسه خبر : 179948
تاریخ ارسال : ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۰:۵۷ ق٫ظ

شرحی بر دعای ابوحمزه ثمالی / قسمت بیست و سوم

مروری بر دعای ابوحمزه ثمالی /۹

شرحی بر دعای ابوحمزه ثمالی / قسمت بیست و سوم

سید حجت مهدوی: امروز بحث ما پیرامون عادت است راستی ، عادت چیست ؟
عادت ، رفتار ، روال و روندی ست که ما را در باتلاقِ قرار و مداری خاص فرو می اندازد و “خود آگاهی” و “هوشیاری” ما را از ما به اسلوبی مرموز می ستاند و آنگاه بواقع این ما هستیم که، خود کار وار ، بر بنیادِ همان غرایز و لذائذ و سائقه های درونی خود بنحو لایشعر رفتار می کنیم !
از این زاویه بنظر می رسد که حتی عادت و شرطی شده گیِ آدمی، در کارهای روا و شایسته و اطلاق آن به مثابه امر فضیلت نیز ، قدری محل تردید وتامّل است !
مشکل اصلی پیامبران الهی مبارزه با عاداتِ مزمن اقوام و امم خود بود و از این حیث آن حضرات مصائب جانکاهی را به این سبب در رسالتِ خطیر تحمل نمودند .
روانشناسان جهان ، عادت را “طبیعت ثانوی ” انسان خوانده اند و بنی آدم را بنی عادت ، نامیده اند ! طبیعت ، عادات خود را چون تشکیل سلسله کوه های سر به فلک کشیده با همان صبوری و استحکام ، در طبع ما راسخ و پایدار می کند !
یکی از شاعران مغرب زمین می گوید:
مرا از غارم بیرون نکش
عادت هایم را از من مگیر
خصوصاً عادتی که
به تنهایی دارم را !

فریضه روزه و مناسک متفرع بر آن را نباید از سرِ بی مبالاتی و از روی عادت زدگی های مرسوم دنبال کرد ، ماه رمضان با شیوه های مختلف جایگاهی بس رفیع ولطیف در ادیان آسمانی دارد، این جایگاه البته در جایگاه خود ، جایگاهی استثنایی ست، بسی فراتر از ابداعات و مستحدثات بشری که اتفاقّاً باید خدا را به جهت تشریع و تشریح آن به اضعف مضاعف ، شکر نهاد و تکبیر نمود ، لذا باید بسیار مراقب بود تا غبار عادت بر سیمای تابناک آن ننشیند و حریم و حرمت و‌ همینطور پیام و پیامدهای مبارک آن را مخدوش و مغشوش ننماید! عادت در هر چیز که روزنه بگشاید و ورود نماید به سرعت و سهولت آن را ملکوک و در فرایندی از آن محتوا زدایی می کند .
فضیلتِ فضایل توسط رسوم و عادت زدگی ، کمرنگ و بیرنگ می شود ، اکنون‌ چه بسیار افرادی که از روی عادت نماز می خوانند و از روی عادت روزه می گیرند و از سر عادت در لیالی قدر شب زنده داری می کنند از سر عادت ، ادعیه قرائت می نمایند از سر عادت انفاق می کنند از سر عادت عاشق می شوند و قس علیهذا
وقتی ما زیر انبار و آوادعادت می خزیم و با استیصال و مذلت در آن پناه می گیریم درک و سنجش و فطانت از وجود ما سلب می شود در چنین نمایش و فرسایشی ، در چنین اوضاعی تین شعور و درایت نیست که بر ما فرمان می راند بلکه در چنین وضعیتی احساسات و عواطف خام بر ما حکومت‌و فرمان روایی می کنند ،
تحقیقاً برای رفع و دفع سمومِ هولناک عادت ، راه ها و راهکارهای زیادی وجود دارد که باید از آن در مواقع و مواضع لازم با خبر بود .
رمز بهجت و کامروایی در این واقعیت است که هژمونی عادت را بر حیات خویش سیطره ندهیم .
به تعبیر حافظی:

*از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم !


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا