شناسه خبر : 126144
تاریخ ارسال : ۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۹ ب٫ظ

شریعتی و گفتمان های فلسفی

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

متن سخنرانی دکتر سید حجت مهدوی در پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

شریعتی و گفتمان های فلسفی
با تبریک میلاد حضرت نبی و امام جعفر صادق علیهم السلام ، بسیار خوشحالم که در چنین روزی که بواقع سالروز رحلت یکی از شخصیت کم‌ نظیر تاریخی ماست مجال آن را یافتم که اینجا -در پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی- در میان دانشوران و محبان با وفای دکتر علی شریعتی حاضر شده و نکاتی را معروض دارم.
اینجا و اکنون و به اصطلاح در دوران پسا شریعتی، سخن گفتن از مرحوم دکتر علی شریعتی آنهم پس از گذشت چهار دهه از عمر کوتاه و پرتلاطم او ، در حساس ترین مقطع تاریخی ایران ، در واقع شاید احراز ودستیابی به یک بلوغ زمانی ست، بلوغ و درنگی تاریخی که به ما امکان آن‌ می دهد که صاف تر و روشن تر از پیش به جهت داوری نسبت به سنت و فکری و آراء مختلف او به مثابه یک ابژه متعین،نظر بیفکنیم و با تشیق شقوق، علنی تر و عینی تر از هر زمان دیگر در باب افکار او حرف بزنیم. به تعبیر حافظی ،
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
موضوع مورد بحث من در این‌ نشست فرهیخته چنانکه اعلام شده “شریعتی و گفتمان های فلسفی” است.
اصولا وقتی از فلسفه سخن میگوییم باید دقیقا تعیین مراد کنیم که بواقع از چه چیز با چه مفاد و ماهیتی سخن می گوییم
چه چیز است آنکه گویندش تفکر !؟
گاه خزعبلات و تسفسط خود را به جای فلسفه می نمایاند
فلسفه گویی ، به تعبیر” یاسپرس ” با وراجی های فلسفی متفاوت است!
باید از همان‌نخست با تحریر محل نزاع ، معلوم کنیم تفکر و یا دیسکورس فلسفی چیست از چه مولفه ها و مختصات و کارکردها و کار ویژه هایی برخوردار است؟
زمانی “برتراند راسل” در مواجهه با پرسمان و چیستی فلسفی؟ به عنوان یک فیلسوف قهار نحله “اتمیسم” می گفت ،فلسفه همان است که در دپارتمان فلسفی آکادمی ها از آن سخن می رود!
این توصیف و تلمیح طعن آلود و بیان طنز آمیز او از فلسفه نشان می داد که فلسفه به عنوان یک معرفت اپستمیک و آبستریک و انتزاعی به سرود و سلوک خود در اتاق های بسته ادامه می دهد و اساسا چنین دانش تاریخمند سخت وستبری ادنی کاری با مناسبات و غایات و حاجات مبرم جامعه ندارد و بلکه منقطع و ایزوله از درد ها و دغدغه ها اصیل جامعه به حیات ذهنی و اتوپیایی خود در عالم هپروت ادامه می دهد !
دکتر علی شریعتی دقیقا از این‌منظر با فیلسوفان تاریخ در می پیچید و رخوت و سکون آنان را به چالش می کشید و گاه در تعبیری ناخوشایند آنان را “پفیوزان تاریخ” قلمداد ومعرفی می کرد .
در واقع فلسفه مورد انتقاد او فلسفه فاقد فونکسیون و پراکسیس بود فلسفه ای که به جای تحرک و تکاپو، ملالت و مذلت آور می نمود!
و گرنه آن مرحوم‌ چرا باید با فلسفه عنان در عنان در عناد می بود!؟
شریعتی بیش از همه نیک می دانست فلسفه واقعی متضمن عمیق ترین و جدی ترین و جمعی ترین بنیادهای زندگی ست و همه پدیدارها در تحلیل نهایی با فلسفه تبین می گیرد و به صلاح می رود و برای همین دوستان و نزدیکان و خاصه فرزند عزیزش احسان را مکرر و موکد به فراگیری فلسفه فرا می خواند ودر این باب داد سخن می داد!
شریعتی ، هر جند بالشخصه ساعی وسالک فلسفه به معنای اخص کلمه نبود اما در مباحث الهیاتی و جامعه شناختی و تاریخی خود از مکاتب اگزیستانسیالیسم ، سوسیالیسم‌، لیبرالیسم ، پراگماتیسم و مارکسیسم سخن می گفت و پاره ای از ایستارها وآموزه های آنان را جون راهبردی مفید برای هندسه فکری خود بر می گرفت و گاه با ذکر مستنداتی شماری از فیلسوفان و پرچمداران برجسته آن مکاتب را می ستود.
فیلسوفانی مانند سقراط ، مارکس ، سارتر، کامو، کیرکگارد ، هایدگر .
فلسفه امروز تحقیقا فلسفه قرون وسطای دیروز نیست ! فلسفه امروز پویا نافذ و راسخ در امور زندگی ست و مددکار علوم و توسعه
خصوصا امروز که با در آمدن فلسفه های مضاف هیچ اقلیم و قلمروی از علوم انسانی و تجربی ، از پرداختن سیستماتیک به فلسفه خارج نمانده و مستثنی نبوده و نیست .فلسفه از بدو پیدایش خود از چنان نضج و استعلاء و استیلایی برخوردار بودهکه کس را تاب مخالفت و معاندت با آن نیست.
جالب است که ضدیت با فلسفه نیز خود یک جنبش و فعالیت فلسفی محسوب میشود امام محمد غزالی به این سبب در کتاب “تهافه الافلاسفه “خود بنوعی یک فیلسوف است، فیلسوفی که فلاسفه را در بیست مورد از افکار و ایده هایشان به میز نقد و محاکمه می کشاند و با این کار در روند وسرعت فلسفه موثر می افتد . پاره ای از انتقادات و تعرضات شریعتی از فیلسوفان هرگز نه از منظر پوزیتویستی ست و نه هیچوقت از سر تحجر و تعصب مذهبی ، چنانکه افتد و دانی!
بلکه نقد شکننده او به لحاظ مسوولیت وآگاهی بود شریعتی رخوت و سکون‌گرایی و گاه همگامی های فیلسوفان با جریان زر و زور و تزویر را افشاء می نمود و سخت به آنان می تاخت . شریعتی ابوذر را بر ابن سینا ترجیج می داد چون او مرد عمل وستیز بود و این مرد قیل و قال و انفعال !

شریعتی با عنمر کوتاه خود خیلی زودبه تفطن دریافته بود که امروز در جهان جدید، فلسفه تنها تفسیر جهان نیست ! بلکه تغییر جهان است.
فلک را سقف بگشاییم‌طرحی نو دراندازیم !
طرح و طرحواره ای نو و نوین برای پویش و رویشی سازنده .
و باید دست به کاری زد تا قصه سرآید.
متاسفانه، آنچه که در ایران به حق یا نا حق ، فلسفه خوانده می شود ربط و نسبتی با واقعیلت ملموس ما پیدا نکرده است! نظریه
حرکت جوهری ملاصدرا در جوهر جامعه عقب افتاده ما در طول قرون سپری شده ، حرکتی نیافریده است! نه اینکه تماما عیب از آراء صدرایی ها بوده باشد نه! بلکه ، آنانی که از پس این قافله آمده اند ، تنها به تحشیه و تمجید و تصویب قیل و قال های مطروحه در اعماق حجره های فلسفه پرداخته اند و مرهمی نساخته اند تا دردی دوا شود و راهی گشوده گردد!
امروز جوان دانشگاهی ما از فلسفه سینایی ، سهروردی و …چیزی نمی داند و با این وصف و وضع نمی خواهد هم بداند!بهرحال ، هر خوانش و تقریری که با هر موضع و زاویه ای با دستاوردهای شریعتی داشته باشیم ، باید دریابیم که او برغم پاره ای از بی مهری ها وحذف انگاریها ، با ما معاصر است .
تفکر او در بین ما بالفعل تفکر معاصر است ، منظومه او با هیچ‌ منطق و محملی و با هیچ حرفی و حربه ای به انزوا و امحاء کشیده نمی شود !
او اقبالناک است و باید با توجهات خود به او توجه نشان دهیم‌ . صدالبته منظور آن نیست که کسی اینجا در جا بزند و حس نوستالژیک به آن مرحوم حاضر در صحنه ، داشته باشد ! نه ؛ بلکه مراد این است که دکترشریعتی، اندیشه ها و تفکراتی دارد که امروز برای ما قابل تامل و کارآمد می باشد، به شرط آنکه با نگاه کریتیکال به آن توجه کنیم ، نه مقلدانه و مرعوبانه!
تدبیر این است با ابداع چنین همایش های فاخری به او و امثالهم ، عطف عنان کنیم و او را بسی فراتر از تجزی اندیشی ها ، صرفا در کلیت و تمامیت خود ، واکاوی نماییم . شریعتی کلیتی برای اندیشیدن ، زایش و تعهد مخلصانه است . اخلاص و درد و دینامیزمی در کار او وجود دارد که او را همچنان مانا و پایا می کند . او متفکری یکبار برای همیشه ، نبوده است .
اینجا با تشکر از فیلسوفان و متفکرانی چون دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر میری عزیز و سایر متعاطیان فلسفه و دست اندر کاران این همایش دوازده ساعته – این کمترین باید اظهار دارم در چنین محافلی به باز خوانی نقادانه افکار شریعتی نشست و دقایق و ضرایب آراء او را در معرض نقد و ارزیابی قرار داد .
نوشته ها و گفته های شریعتی به هر تقدیر تراث فکری ماست ، میراث بر جامانده از او اکنون با نگاهی دیگر در فرهنگ ما سیلان دارد، پارادیم و گفتمان او کما وبیش در بین ما بنحوی تفکر و تنفس دارد
کلام آخر اینکه ، شریعتی ادامه دارد چون زندگی ،چون تفکر ، چون نواندیشی چون دردمندی ادامه دارد .
گمان‌مبر که به پایان رسید ه است کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است !

 

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا