شناسه خبر : 126790
تاریخ ارسال : ۱۶ آذر ۱۳۹۷ - ۹:۴۳ ب٫ظ

شکوری‌راد: دانشجوها برای کوچکترین کار باید مجوز بگیرند/ دیگر با جنبش دانشجویی مواجه نیستیم/ رخوت در دانشگاه‌ها دلالت بر یک بیماری می‌کند/ عملاً دانشگاه در جامعه ادغام شده است

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

شیما مفیدی‌راد: آن‌چه روزی با کشته شدن سه دانشجو در تب و تاب اعتراضات در دانشگاه تهران رقم زده شد، روزی به نام «دانشجو» را ساخت؛ روزی که در طول زمان همواره بهانه‌ای برای بررسی چالش‌ها و مطالبات یکی از اصلی‌ترین بازیگران تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر بوده است. گرچه برخی از کارشناسان، حرف زدن از پایان جنبش دانشجویی در ایران امروز را افراطی می‌دانند و معتقدند حرکت‌ها و انگیزه‌های دانشجویان، تنها کم‌رمق شده‌اند و در کنار گفتمان سیاسی، گفتمان‌های دیگری نیز برای آن‌ها شکل گرفته‌اند، اما دکتر علی شکوری‌راد، دبیر کل حزب اتحاد ملت و استاد دانشگاه وعضو سابق دفتر تحکیم وحدت از آن دسته است که اعتقاد دارد در ایران امروز دیگر با جنبش دانشجویی مواجه نیستیم و خمودی و رخوت در دانشگاه‌ها دلالت بر یک بیماری و عارضه می‌کند. او طی گفت‌وگویی که پیرامون حرکت‌های دانشجویی امروز در ایران و مطالبات و چالش‌های پیش رویش با شفقنا داشت به آسیب‌شناسی فعالیت‌های فعلی دانشجویی در کشور پرداخته است.

متن کامل گفت‌وگوی شفقنا با دکتر علی شکوری‌راد را بخوانید:

شکوری‌راد: دانشجوها برای کوچکترین کار باید مجوز بگیرند/ دیگر با جنبش دانشجویی مواجه نیستیم/ رخوت در دانشگاه‌ها دلالت بر یک بیماری می‌کند/ عملاً دانشگاه در جامعه ادغام شده است

 

*جریان جنبش دانشجویی در ایران از ابتدای شکل‌گیری، نقشی جدی در تحولات سیاسی کشور بازی کرد و در برخی مقاطع تاریخی، تأثیرات مهمی بر احزاب سیاسی کشور داشت. این در حالیست که امروز حیات جنبش دانشجویی در ایران هم زیر سوال است و حتی از متخصصان این حوزه می‌شنویم دانشجویان دیگر رغبتی به فعالیت سیاسی ندارند. چرا؟

هزینه‌ی فعالیت سیاسی در ایران بسیار بالا رفته است

رغبت کمتری به کار سیاسی در میان دانشجویان امروز وجود دارد

شکوری‌راد: چند عامل برای این اتفاق مطرح است. یک این که هزینه‌ی فعالیت سیاسی در ایران بسیار بالا رفته است و بخصوص افرادی که به دنبال انتقاد یا اعتراض باشند، باید در ازای فعالیت خود، هزینه‌های فراوانی متقبل شوند. این موضوع باعث می‌شود که رغبت کمتری به کار سیاسی در میان دانشجویان وجود داشته باشد و باید از انگیزه‌ی بسیار بالایی برخوردار باشند تا وارد این عرصه شوند. در حقیقت افرادی با انگیزه‌ی متوسط و کم، دیگر وارد عرصه‌ی فعالیت سیاسی نمی‌شوند. این موضوع هم در سطح جامعه و هم در سطح دانشگاه‌ها قابل مشاهده است. این مساله در سطح دانشگاه‌ها مضاعف هم هست زیرا به لحاظ تاریخی حساسیت بیشتری روی دانشگاه‌ها به وجود آمده است و نهادهای امنیتی در دانشگاه  خیلی حساس‌‌تر با فعالیت‌های سیاسی دانشجو برخورد می‌کنند.

منزلت دانشجو در جامعه‌ی ما کاهش یافته است

عامل دوم نیز آن است که منزلت دانشجو در جامعه‌ی ما کاهش یافته است. بخشی از دلایل این ماجرا به وفور و کثرت دانشجو و بخصوص آینده نداشتن دانشجوها در عرصه‌ی کسب و کار برمی‌گردد. این در حالیست که در اوایل انقلاب، دانشجو منزلت بسیار بالایی داشت یعنی اگر هر کس خود را دانشجو معرفی می‌کرد، درها به روی او گشوده می‌شد و منزلت داشت. منزلتی که امروز بسیار افت کرده است. اگر جمعیت ایران طی سال‌های پس از انقلاب بیش از دو برابر شده، تعداد دانشجویان ما حدود ۲۱ برابر شده است. وفور هر پدیده‌ای نیز موجب کاهش منزلت آن می‌شود و منزلت دانشجو هم به همین دلیل کاهش پیدا کرده است.

به کلی یک ناامیدی و سرخوردگی در سطح جامعه و به تبع آن دانشجویان وجود دارد

عامل سوم، این است که به کلی یک ناامیدی و سرخوردگی در سطح جامعه وجود دارد و این ناامیدی نیز مزید بر علت می‌شود. البته این سرخوردگی دو سال پیش به این شدت نبود اما در همان زمان هم فعالیت دانشجوها تحت تأثیر عامل اول، تا حدی کم بود. این عامل، ظرف یک سال و نیم گذشته تا حدی افزوده شده است؛ به گونه‌ای که مشاهده می‌شود همپای سرخوردگی و ناامیدی در سطح جامعه، دانشجویان نیز با همین معضل مواجه شده‌اند.

 

آن آرمانگرایی که در نسل‌های گذشته وجود داشت، به آن شدت قبلی در جامعه‌ی ما تعریف نمی‌شود

عامل چهارمی که می‌توان در این مساله دخیل دانست، تفاوت نسلی به وجود آمده است. به طور کلی آن آرمانگرایی که در نسل‌های گذشته وجود داشت، به آن شدت قبلی برای شرایط امروز جامعه‌ی ما تعریف نمی‌شود. نه تنها آرمانگرایی بلکه برای ایثارگری و گذشتن از منافع شخصی برای منافع جمعی هم چنین اتفاقی افتاده است و این مفاهیم، فرایندی نزولی در سطح جامعه داشته است. دانشجوها هم به عنوان نسل جوان، شاید بیشترین ابتلا را در این زمینه داشته‌اند.

دردسرهای فعالیت سیاسی برای دانشجویان بسیار زیاد شده است

دانشجوها برای کوچکترین کار باید مجوز بگیرند

عامل دیگری که می‌توان بر این چهار عامل، اضافه کرد، آن است که دردسرهای فعالیت سیاسی برای دانشجویان بسیار زیاد شده است. در گذشته دانشجویان به سادگی می‌توانستند فعالیت کنند و این امر، نیاز چندانی به مجوز و هماهنگی نداشت. در حالی که امروز برای کوچکترین کارها باید مجوز بگیرند و هماهنگی کنند. این سختی کار در کنار انگیزه‌ی کم، هزینه‌ی بالا و  سایر عوامل موجب می‌شود دانشجویان، عطای کنش سیاسی را به لقای آن ببخشند. به همین دلیل امروز مشاهده می‌شود که علی‌رغم کثرت تعداد دانشجویان، حجم فعالیت سیاسی در دانشگاه‌ها بسیار کم شده است.

 

*کم شدن حجم فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه چه تأثیری بر حیات جنبش دانشجویی در ایران داشته است؟

نمی‌توان نام فعالیت‌های امروز دانشجویان را جنبش دانشجویی گذاشت

انگیزه‌های جنبشی در دانشگاه‌ها بسیارکمتر از آن است که بتواند دانشجویان را متحد و همسو کند

شکوری راد: دیگر نمی‌توان نام فعالیت‌های امروز دانشجویان را جنبش دانشجویی گذاشت، شاید بهتر باشد برای آن از عبارت حرکت‌های دانشجویی استفاده کنیم. جنبش دانشجویی متعلق به زمانی است که یا مطالبه‌ی مشترکی وجود دارد و آن‌ها را وادار به جنبش می‌کند یا یک انگیزه‌ی سلبی وجود دارد یعنی برای نبودن چیزی بخواهند حرکتی را انجام دهند. جنبش دانشجویی یعنی دانشجویان برای به وجود آوردن یا برای سلب و نفی چیزی بخواهند حرکت مشترک پرانگیزه‌ای انجام دهند. این عامل انگیزاننده به این شدت، امروز وجود ندارد بنابراین دیگر با جنبش دانشجویی مواجه نیستیم. وقتی گفته می‌شود فعالیت‌های دانشجویی کاهش پیدا کرده است، عملاً دیگر جنبشی باقی نمی‌ماند. بر این اساس انگیزه‌های جنبشی در دانشگاه‌ها بسیارکمتر از آن است که بتواند دانشجویان را متحد و همسو کند و در نتیجه حرکت آن‌ها تبدیل به یک جنبش شود.

 

*این که به اعتقاد شما امروز جنبش دانشجویی در ایران وجود ندارد، خوب است یا بد؟ اصلاً انتظار از دانشگاه و دانشجویان چیست و دانشجوها در این زمینه چه مسوولیتی دارند؟

در دوره‌ای انتظارات از دانشجویان، فراتر از حد مطلوب و نگاه به دانشجویان هم نگاهی فراتر از ظرفیت آن‌ها بود

 خمودی و رخوت در دانشگاه‌ها دلالت بر یک بیماری می‌کند

مطلوب آن است که دانشجوها سرزنده، شاداب و آرمانگرا باشند

شکوری‌راد: سوال بسیار خوبی کردید. در زمانی، دانشجوهای جامعه‌ی ما نقشی فراتر از حد خود ایفا کردند. بخصوص پس از انقلاب، دانشجویان حرکت‌های بزرگی انجام دادند و این حرکت‌ها بسیار فراتر از حرکت‌هایی است که بطور معمول بتوان از دانشجویان انتظار داشت. بر این اساس بار مسوولیت فراوانی نیز بر دوش آن‌ها قرار گرفت و هزینه‌ی بسیاری هم بابت آن پرداخته و فشار فراوانی هم تحمل کردند. در نتیجه این نوع کنش‌ها سطح انتظار از دانشجویان، بسیار بالا رفت. در گذشته احزاب نمی‌توانستند  انتظارات را برآورده کنند و ایران فاقد احزاب بزرگ و رسمی بود. در چنین شرایطی انتظارات سیاسی از دانشجویان بسیار زیاد بود. البته نظام حزبی در جامعه‌ی ما هنوز  هم بسیار ضعیف است. آن حد از انتظارات در آن دوران، بیش از حدی است که مطلوب باشد یعنی در دوره‌ای انتظارات از دانشجویان، فراتر از حد مطلوب وجود داشته و نگاه به دانشجویان هم نگاهی فراتر از حد و ظرفیت آن‌ها بوده است. لذا آن را نمی‌توان مطلوب تلقی کرد و استثنا بوده است و در یک شرایط استثنایی چنین انتظاراتی شکل گرفته است. آنچه امروز می‌بینیم نیز پایین‌تر از حدی است که باید باشد بنابراین خمودی و رخوتی که در دانشگاه‌ها وجود دارد، دلالت بر یک بیماری و عارضه می‌کند. این حد از خمودگی هم مطلوب نیست بنابراین نه فراتر از حد مطلوب و نه فروتر از حد مطلوب، هیچکدام مطلوب نیست. مطلوب آن است که دانشجوها در دانشگاه، سرزنده، شاداب و آرمانگرا باشند در حالی که امروز آن سرزندگی، شادابی و آرامانگرایی را به  آن حد لازم در دانشگاه‌هایمان نداریم.

 

*اما امروز هم در کشور، احزاب به شکلی سازمان‌یافته و تأثیرگذار ظهور و بروز ندارند  پس چرا در شرایط فعلی و نبود این گونه احزاب، تأثیری مشابه گذشته بر دانشجویان نداشته است؟

فعالیت بعضی شبه تشکل‌های تحت امر حاکمیت، عرصه را بر دانشجویان مستقل تنگ می‌کند

شکوری‌راد: زیرا عواملی که در ابتدای صحبت ذکر کردم، به قوت خود باقی است. یکی از عواملی که باعث می‌شد دانشجویان، فراتر از حد خود ایفای نقش کنند، فقدان احزاب فراگیر و موثر در سطح جامعه بود. همچنین حاکمیت در شرایط انقلابی به دانشجویان اجازه می‌داد که حرکت‌هایی انقلابی یا پردامنه داشته باشند. آن شرایط تغییر کرده است البته هنوز احزاب تمام‌عیار نداریم یعنی هنوز سازمان سیاسی جامعه‌ی ما سازمان حزبی نیست، حالتی توده‌وار و در بعضی زمینه‌ها فرمایشی داریم. بعضی شبه تشکل‌ها که از بالا به پایین تحت امر حاکمیت قرار دارند، بیشترین نقش را ایفا می‌کنند؛ نمی‌توان آن‌ها را تشکل سیاسی نامید اما بخصوص در دانشگاه‌ها ایفای نقش سیاسی می‌کنند و اتفاقا فعالیت آن‌ها عرصه را بر دانشجویانی که می‌خواهند به صورت مستقل فعالیت کنند تنگ می‌کند. بر این اساس درست است که یکی از عوامل موجود در گذشته برای فعالیت جنبش دانشجویی بصورت فراتر از حد خود هنوز پابرجاست اما آن چهار عامل دیگر در حال عمل به صورت معکوس هستند و تأثیر منفی می‌گذارند و حتی موجب می‌شوند که جنبش دانشجویی، آن طور که باید و شاید حاضر و فعال نباشد.

 

*وقتی از فعالان دانشجویی امروز در مورد دلیل رخوت در دانشگاه و کاهش چشمگیر اثرگذاری دانشجویان و تشکل‌ها در تحولات سیاسی و اجتماعی می‌پرسیم، برخی از آن‌ها معتقدند هدفگذاری تشکل‌های دانشجویی نسبت به گذشته تغییر کرده و عقلانیت بیشتری بر رفتار و رویکردهای آن‌ها حاکم شده است. در مورد این موضوع چه نظری دارید؟ آن چه در دانشگاه می‌بینیم تفاوت هدفگذاری است یا سرگردانی؟

هر چقدر به لحاظ زمانی از انقلاب فاصله گرفتیم، به لحاظ ارزشی هم از آن فاصله گرفتیم

برای دانشجویان امروز، عوامل انگیزاننده‌ای که پس از  انقلاب وجود داشت، به آن شکل وجود ندارد

شکوری‌راد: آن‌ها بی‌ربط نمی‌گویند اما در حقیقت این همان تحول نسلی است که اتفاق افتاده و در آرمان‌ها به کلی تحولاتی رخ داده است. هر چقدر به لحاظ زمانی از انقلاب فاصله گرفتیم، به لحاظ ارزشی هم از آن فاصله گرفتیم یعنی برای دانشجویان امروز، عوامل انگیزاننده‌ای که پس از دوران انقلاب وجود داشت، به آن شکل وجود ندارد. البته اگر بخواهیم جنبش دانشجویی را در گذشته تحلیل کنیم، باید به نقاط قوت و ضعف آن توجه کنیم؛ از جمله نقاط ضعفی که بخصوص بعد از انقلاب فرهنگی در جنبش دانشجویی ما وجود داشته است، رقابتی نبودن فعالیت‌های دانشجویی در آن دوران است. دوره‌ای از فعالیت‌های انحصاری را در دانشگاه‌ها شاهد بودیم که هنوز هم به نوعی تبعات آن در دانشگاه‌ها وجود دارد. اگر دانشجوها این طور گفته باشند که هدفگذاری‌های ما متفاوت از گذشته است، حرف ناصوابی نیست یعنی همین گونه است. هدفگذاری‌ها واقعا تغییر کرده است و عوامل انگیزاننده‌ای که در گذشته برای دانشجویان وجود داشته، به آن شکل و شدت گذشته نیست.

*تحول نسلی شکل گرفته در جامعه و دانشگاه چطور اتفاق افتاده، چه عناصری آن را شکل داده و چه تغییراتی برجای گذاشته است؟

در دوران پس از انقلاب، همواره تقدم منافع جمع بر فرد حاکم بود اما امروز برعکس است

آزادی‌خواهی امروز دانشجویان معطوف به منافع فردی و عدالتخواهی هم با ملاحظه‌ی منافع فردی است

تقدم منافع فردی بر منافع جمعی در صورت نبود شفافیت و مراقبت، به سرعت تبدیل به فساد می‌شود

شکوری‌راد: مهم‌ترین عاملی که در تحولات نسلی می‌توان به آن اشاره کرد، تقدم منافع فرد بر جمع است. در حالی که در دوران پس از انقلاب، همواره تقدم منافع جمع بر فرد حاکم بوده است. در حقیقت این تقدم منافع فرد بر جمع، دانشجویان را از آرمانگرایی فاصله می‌دهد و فاصله داده است. بر این اساس اگر دانشجویان حتی آزادی و عدالت را مطالبه می‌کنند، رنگ و بوی این آزادیخواهی و عدالتخواهی نیز متفاوت از آن چیزی است که در گذشته وجود داشته است. این آزادی‌ها معطوف به منافع فردی است و آن عدالتخواهی هم با ملاحظه‌ی منافع فردی است یعنی انگیزه‌هایی که در گذشته برای یک فرد وجود داشته که خود را فدای جامعه کند، امروز به شدت تضعیف شده است. نه تنها در دانشجویان بلکه در صحن عمومی سیاسی کشور هم به همین صورت است. فکر می‌کنید چرا نیرویی که در گذشته انقلابی بوده و ایثار و جهاد کرده است، آلوده ی فساد می‌شود؟ در حالی که در گذشته، منابع مالی بدون حصن و حصاری در اختیار افراد بود و دست به آن نمی‌زدند، امروز علی‌رغم همه‌ی مراقبت‌ها همچنان راه‌هایی برای دست‌اندازی به منابع مالی مردم وجود دارد. این کار نیز بعضا توسط کسانی صورت می‌گیرد که در گذشته، همه حاضر بودند به دنبال آن‌ها حرکت کنند و جان خود را هم فدا کنند یعنی امروز همان‌هایی که در چنین موقعیتی بودند، پرونده‌های فساد پیدا کرده‌اند. این همان تحول بزرگی است که در سطح جامعه اتفاق افتاده است و نسل جوان ما هم دچار این تحول است. به این معنا که تقدم منافع فردی بر منافع جمعی بر جامعه حاکم شده است؛ امری که در صورت نبود شفافیت و مراقبت، به سرعت تبدیل به فساد می‌شود.

 

*چرا این تحول به وجود آمده و به گفته‌ی شما منافع فردی در جامعه، دانشگاه و … بر منافع جمعی تقدم پیدا کرده است؟

ساختار سیاسی ما فاقد شفافیت لازم، به شدت استثناپذیر و غیرشفاف است

رویکرد و سیستم جلوگیری از فساد در ایران به شدت ضعیف است

شکوری‌راد: به این خاطر که ساختار سیاسی ما فاقد شفافیت لازم، به شدت استثناپذیر و غیرشفاف است و این استثناپذیر و غیر شفاف بودن، ممکن است هر کسی را وسوسه کند. بخصوص در شرایطی که مقداری فاصله نیز از آرمان‌های اصیل پیدا شود و افرادی که دچار این آلودگی‌ها می‌شوند، بعضاً از حاشیه‌ی امن هم برخوردار باشند. در هر جامعه‌ای رویکرد، سیستم و فرایندی برای جلوگیری از فساد و دست بردن به منابع عمومی وجود دارد اما این رویکرد و سیستم در ایران به شدت ضعیف است. این رویکرد و سیستم در درجه‌ی اول باید در دستگاه قضایی وجود داشته باشد در حالی که دستگاه قضایی ما به هیچ وجه از یک روال و فرایند قانونی شفاف برخوردرار نیست. به همین دلیل است که مشاهده می‌شود فساد در درون دستگاه قضایی اگر بیشتر نباشد، کمتر از دیگر دستگاه‌ها هم نیست. وقتی خود سیستم قضایی، آلوده‌ی فساد باشد، بقیه‌ی مجموعه‌ها هم به طریق اولی دچار فساد می‌شوند.

*می‌توان دانشگاه ودانشجویان را نمونه‌ای میکرو از جامعه در نظر گرفت و تحولات درون دانشگاه را به جامعه تعمیم داد و برعکس؟

امروز عملاً دانشگاه در جامعه ادغام شده است

شکوری‌راد: دقیقا همین است. دانشگاه همیشه پیشرو بوده است یعنی تحولات دانشگاه به لحاظ زمانی کمی جلوتر از جامعه بود اما امروز عملاً دانشگاه در جامعه ادغام شده است و تفاوت فازی بین دانشگاه و جامعه نمی‌بینیم. تقریباً این تعبیر که در گذشته گفته می‌شد دانشگاه و دانشجویان، پیشرو هستند را امروز نمی‌توان به کار برد. به طور مطلق نمی‌گویم؛ شاید در بعضی زمینه‌ها بتوان این تعبیر را به کار برد اما به صورت عمومی خیر!

*امروز اولویت مطالبات دانشجویان چه مساله‌ای است؟ برخی فعالان دانشجویی، اولویت مطالبات دانشجویان را سبک زندگی می‌دانند؛ مطالبه‌ای که به نظر می‌رسد جای چندانی در  هدفگذاری‌های تشکل‌های دانشجویی نیز ندارد. نظر شما چیست؟ آیا این گزاره را تأیید می‌کنید؟

نه تنها مطالبات دانشجویان بلکه امروز بخش گسترده‌ای از مطالبات مردم معطوف به سبک زندگی است

شکوری‌راد: دقیقا. نه تنها مطالبات دانشجویان بلکه در حال حاضر بخش گسترده‌ای از مطالبات مردم معطوف به سبک زندگی است. در حقیقت خلاصه‌ی حرف مردم این است که اگر به ما خیری نمی‌رسانید، شر هم نرسانید و بگذارید زندگی خودمان را داشته باشیم. نمی‌خواهم بگویم این حرف درست است یا بخواهم ارزش‌گذاری کنم بلکه تنها در حال توصیف واقعیت هستم. جامعه به جایی رسیده است که حرف آن با حاکمیت، همین است که گفتم. این مطالبه شاید بعضا در دانشجوها صدایی رساتر هم داشته باشد. کمااینکه همانطور که در جامعه این اتفاق افتاده، در دانشگاه هم این اتفاق رخ داده است و آن‌ها سبک زندگی مورد نظر خود را دارند و به دلیل کثرت جمعیتی آن‌ها با وجود تلاش بسیار، حاکمیت هم چندان نمی‌تواند جلوی این روند را بگیرد. در حالی که این دست و پا زدن حاکمیت هم در نهایت به چیزی جز عقب‌نشینی منجر نخواهد شد و تاکنون هم شده است. برای مثال امروز در دانشگاه‌ها خیلی آزادتر لباس می‌پوشند و با همدیگر رابطه دارند. البته این تحول به جز این جنبه‌ها ابعاد دیگری را نیز در بر می‌گیرد.

برای نمونه امروز وقتی به عنوان استاد از دانشجویی می پرسی چرا دیر آمده است، خیلی ساده جواب می‌دهد که خواب بوده، حوصله نداشته و … . در گذشته اصلاً چنین چیزی را شاهد نبودید یعنی اگر دانشجویی دیر می‌آمد، حتماً شرمنده بود اما امروز به این صورت نیست یا اگر نمره‌ی درسی کم می‌شد، ناراحتی آن‌ها خیلی بیشتر از امروز بود. دلیل هم آن است که امید به آینده در میان جوانان کم است و اصلاً نمی‌دانند چرا درس می‌خوانند و با خود می‌گویند ما که آینده‌ای نداریم، بگذار همین لحظه را خوش باشیم.

*اگر مطالبات دانشجویان جامعه پاسخ خود را دریافت نکند، فکر می‌کنید حرکت‌های دانشجویی به چه سمت و سویی می‌رود؟ آیا دانشگاه بیش از این دچار رخوت خواهد شد یا مسیری مقابل آن را طی خواهد کرد و جریان‌هایی رادیکال از دل آن بیرون خواهد زد؟ آیا ممکن است شاهد باشیم که دانشگاه به سمت اتفاقاتی مشابه دی ۹۶ پیش برود؟

مردم، مطالبات خود را بر حاکمیت تحمیل خواهند کرد

شکوری‌راد: فرایندی که در جامعه در حال اتفاق افتادن است و فرایندی که در دانشگاه‌ها در حال رخ دادن است، یکسان هستند. من در اینجا در مقام بحث سیاسی عمومی نیستم که بخواهم این موضوع را خیلی بشکافم و توضیح دهم اما این یک واقعیت است که مردم، مطالبات خود را بر حاکمیت تحمیل خواهند کرد. حاکمیت هم بعد از مدتی به این نتیجه می‌رسد که مقاومت بیش از حد نیز فایده‌ای ندارد و در نهایت به مطالبات مردم تن می‌هد. این مطالبات، امروز به شکل سبک زندگی است و چون مطالبه‌ی سیاسی نیست، ممکن است حاکمیت زودتر به آن تن دهد اما حتی در مورد مطالبات سیاسی نیز حاکمیت، ناگزیر روزی به مطالبات مردم تن خواهد داد.

حرکت مردم درست مثل حرکت آب است؛ ممکن است فکر کنید آب خیلی ساده و روان است و به سادگی می‌توان با آن کنار آمد اما وقتی آب، زیاد و تبدیل به سیلاب شود، هیچ چیز نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. حرکت‌های مردمی هم وقتی تبدیل به یک امر فراگیر می‌شود، همین حالت را پیدا می‌کند. ممکن است تا زمانی که آب، ساکن است، احساس امنیت کنی و آسوده کنارش بنشینی و … اما وقتی به جریان می‌افتد -که معلوم نیست بر اثر چه عاملی و کی این اتفاق خواهد افتاد- نمی‌توان در برابر آن مقاومت کرد. برای این که بتوان آبی که پشت یک سد قرار دارد را در آنجا نگاه داشت،  شاید به ضخامت بیست تا سی متر بتون کار می کنند تا بتواند آب را در آنجا ساکن نگاه دارد یعنی قدرت آب ولو این که ساکن باشد، موجود است و چنین مانعی باید مقابل آن باشد تا بتواند آن را نگاه دارد.

 

*با توجه به وضعیت فکری و اجتماعی جامعه‌ی فعلی ایران و تحولات جاری، قدرت بزرگ مطالبات مردم که به اعتقاد شما روزی حرف خود را به کرسی خواهد نشاند، یک نوع هشدار برای جامعه‌ی ایران است یا مسیری که طی می‌کند از راه تمرین دموکراسی و تقویت جامعه‌ی مدنی است؟

به دلیل عقلانیت موجود در مردم و حاکمیت ایران، نه هیچ وقت سوریه‌ای می‌شویم و نه مردم از مطالبات خود دست می‌کشند

شکوری‌راد: رفتاری که با این انباشت مطالبات و انباشت جمعیت مطالبه‌گر می‌شود، تعیین می‌کند که چطور اثر خواهد کرد. هر چه سد محکم‌تری در برابرش باشد، آن انباشت هم بیشتر خواهد شد و در زمان سرریز، تخریب بیشتری به دنبال خواهد داشت. اگر مانعی که در مقابل آن قرار دارد به‌تدریج برداشته شود تلفات آن نیز کمتر خواهد بود. در این موضوع، تعامل بین مردم مطالبه‌گر و حاکمیت، تعیین‌کننده است. در جامعه‌ی امروز ما هم در مردم و هم در حاکمیت، عقلانیتی وجود  دارد و به همین دلیل حاکمیت، این سد را کاملا محکم  نگاه نمی‌دارد و تا حدی فضایی برای تحقق برخی مطالبات ایجاد می‌کند و نمی‌گذارد به بحران فزاینده برسد. بعد از حوادث ۸۸ حاکمیت اجازه داده است اصلاح‌طلبان بتوانند در سال ۹۲ نقش‌آفرینی کنند و حضور پیدا کنند یعنی علی‌رغم این که ممانعت می‌کند، در جاهایی هم انعظاف‌هایی نشان می‌دهد تا این امر تبدیل به فشار روزافزونی نشود که قدرت تخریب بالایی داشته باشد. در سوی دیگر نیز در مردم عقلانیتی به وجود آمده است و آن‌ها نیز هوشیار هستند. حوادث دی ماه سال گذشته دو پیام داشت. یکی این که شدت نارضایتی در جامعه بسیار شدید و فراگیر است و دوم این که مردم به حرکت‌های کور که نتیجه‌اش معلوم نیست، نمی‌پیوندند. آن موضوع یک پیام برای حاکمیت داشت که به شدت اعتراضات در مردم متوجه‌تر باشد و پیام دیگرش برای حاکمیت این بود که عقلانیتی در مردم به وجود آمده است و نسبت به کاری که انجام می‌دهند وقوف و آگاهی و به نتیجه ی کار خود توجه دارند. به دلیل عقلانیتی که در ایران هم در مردم و هم در حاکمیت وجود دارد، به نظر می‌رسد ما نه هیچ وقت سوریه‌ای می‌شویم و نه مردم از مطالبات خود دست می‌کشند و خسته می‌شوند. در حقیقت مردم به‌تدریج با استمرار مطالبات خود به حاکمیت فشار می‌آورند و حاکمیت نیز به‌تدریج عقب‌نشینی می‌کند و به این مطالبات تن می‌دهد. به همین دلیل برخلاف کسانی که فکر می‌کنند ما متوقف شده‌ایم و حرکت اصلاحات به بن‌بست رسیده است، باید گفت که این حرکت، کند اما رو به جلو همچنان ادامه دارد.

*به عنوان یک فعال سیاسی،  با سابقه‌ی فعالیت دانشجویی فکر می‌کنید درمان بیماری و عارضه‌ای که بر دانشگاه و حرکت‌های دانشجویی حادث شده، چیست و دانشجویان، تشکل‌های دانشجویی و متولیان امور دانشگاه چه کار باید انجام دهند تا فضای منطقی و مطلوب حاکم شود؟

شکوری‌راد: جامعه‌ای که جوان‌ها در آن شاداب و سرزنده و با انگیزه نباشند، جامعه‌ای مریض است. امروز این را باید به عنوان یک عارضه تلقی کنیم؛ به ویژه که میزان امید، بخصوص در عرصه سیاسى، در میان جوانان، خیلی پایین است. شرایط اقتصادی کشور نیز به گونه‌ای است که امید به آینده را برای جوان‌ها بسیارکاهش داده است. به همین دلیل ما با عارضه‌ی دیگری مواجهیم و آن هجرت بسیار گسترده‌ای است که در دانشجویان نخبه وجود دارد یعنی تقریباً هر دانشجویی اگر بتواند، حتما می‌رود. غیر از جنبه‌های معنوی و … ارزش وجودی هر دانشجویی که از کشور می‌رود به لحاظ اقتصادی بسیار بالاست. در حال حاضر من نمی‌توانم محاسبه‌ی واضح عددی برای آن بگویم، اما به لحاظ اقتصادی، میلیاردها تومان ارزش وجودی جوان دانشجویی است که در ایران مدرک دانشگاهی خود را گرفته است و بعد مهاجرت می‌کند. اگر میزان مهاجرت سالانه را ضرب در این چند میلیارد تومان کنید، میزان خسارت اقتصادی که در حال وارد شدن به کشور است، مشخص می‌شود. تا رسیدن یک فرد به سن ۲۵ یا۳۰ سالگی، کشور هزینه‌هایی برای نگه‌داری، تغذیه، تربیت و آموزش او متحمل می‌شود؛ همه‌ی این هزینه‌ها در وجود فردی انباشته می‌شود که امروز مثلاً فوق لیسانس گرفته است. تمام این هزینه‌ها از سرمایه‌ی ملی برای او هزینه شده است تا تبدیل شود به فردی ۷-۲۶ ساله که یک فوق لیسانس گرفته و بعد او را مفت و مجانی به کانادا، اروپا، استرالیا و …. می‌دهید. در حقیقت میزان هدیه‌ی اقتصادی که ما هر سال به این کشورهای مهاجرپذیر می‌دهیم، اصلاً در اعداد و ارقام نمی‌آید. بعضا ممکن است این هزینه از بودجه‌ی سالانه‌ی کشور هم بالا بزند و عدد خیلی بزرگی دارد اما اصلا حساب نمی‌شود و هیچ کسی هم خم به ابروی خود نمی‌آورد. در حالی که این میزان خسارت اقتصادی که به کشور وارد می‌شود، از جمع این اختلاس‌ها هم بیشتر است اما اختلاس‌ها را همه می‌بینند ولى این خسارت را نمی‌بینند. علاوه بر این از این طریق، ذخیره‌ی ژنی مملکت روز به روز در حال کاهش است و در بسیاری از مواقع، بهترین‌های کشور می‌روند. می روند و در آن‌جا تبدیل به یک ذخیره‌ی ژنی مطلوب برای آن‌ها می‌شوند در حالی که ذخیره‌ی ژنی ما در کشور هر روز در حال رقیق شدن است. تعدادی که مى‌روند و برمی‌گردند بسیار کمتر هستند.. کسانی که برمی‌گردند، اغلب به نوعی مجبورند و تعداد خیلی کمتری نیز به عشق وطن و خانواده برمی‌گردند. می‌توان گفت امروز در دانشگاه‌ها از هر پنج نفری که می‌توانند بروند، شاید چهار نفر می‌روند و یک نفر ممکن است که نرود.

*برای بهبود این فضا، تزریق امید در جامعه و جلوگیری از خسارت‌های معنوی و اقتصادی بزرگ مهاجرت دانشجویان نخبه چه باید کرد؟

چاره‌ی مشکلات کشور حاکمیت قانون و شفافیت است

شکوری‌راد: چاره‌ی مشکلات کشور در درجه‌ی اول، حاکمیت قانون بخصوص قانون خوب است. چرا که بعضا در برخی دوره‌ها قوانین بد هم تولید شده است اما همان قوانین بد هم اگر اجرا شود، بهتر از این است که قانون اجرا نشود. مساله‌ی مهم دیگر، شفافیت است. این دو مورد می‌تواند امید به بهبود را افزایش دهد. اگر امید به بهبود افزایش پیدا کند، مشکلات کشور نیز حل خواهد شد چون ما پتانسیل‌های ملی خیلی خوبی داریم برای این که بتوانیم دوباره روی پا بایستیم.

در ایران ظرفیت‌های ملی بالایی برای یک جهش توسعه‌ای وجود دارد

نگاه تبعیض‌آمیز و ویژه‌گزینی قوی در کشور باعث می‌شود ناشایستگان بسیاری در مصدر امور باشند

درست است که از نظر کارآمدی، مشکلات فراوانی داشته‌ایم اما به این معنا نیست که هیچ دستاوردی وجود نداشته است. از جمله این که آموزش عالی، سطح تحصیلات و مشارکت زنان بسیار بهتر از گذشته شده و ارتقا یافته است. حضور زنان بخصوص در عرصه‌ی آموزش به شدت ارتقا یافته است. ظرفیت انباشته‌ی فراوانی در کشور وجود دارد. ما دستاوردهای بسیار خوبی هم داشتیم و به این شکل نیست که همه چیز یکپارچه سیاه باشد. به لحاظ سیاسی و منطقه‌ای توانسته‌ایم موقعیت‌هایی را  به دست آوریم. کارهای خوبی هم انجام شده و برخی زیرساخت‌ها خیلی خوب پیشرفت کرده است. در ایران ظرفیت‌های ملی بالایی برای یک جهش توسعه‌ای وجود دارد. متأسفانه نگاه تبعیض‌آمیز و ویژه‌گزینی در کشور، خیلی قوی است و این نگاه تبعیض‌آمیز باعث می‌شود به جای اینکه شایستگان به کار گرفته شوند، ناشایستگان بسیاری در مصدر امور باشند. در حالی که شایستگانی داریم که بسیار بسیار بهتر می‌توانند کشور را اداره کنند.

ناشایسته‌سالاری یکی از معضلات بزرگ ماست

امید به آینده برای جوان‌هایی که می‌خواهند وارد عرصه‌ی کسب و کار شوند، بسیارکم شده است

در حقیقت ناشایسته‌سالاری یکی از معضلات بزرگ ماست که با یک اراده‌ی در سطح حاکمیت می‌تواند اصلاح شود یعنی اصلاح امور کشور ما بسیار راحت امکان‌پذیر است. به شرطی که آن اراده برای این منظور و آن تغییر نگرش وجود داشته باشد. تغییر نگرش این است که ما با مشارکت وسیع سیاسی مردم می‌توانیم تحولات بزرگ ایجاد کنیم. این مشارکت سیاسی ارزشمند دانسته می‌شود، اما همزمان موانع فراوانی هم برای آن ایجاد می‌شود. اگر این مشارکت وجود داشته باشد و مردم همه بخواهند که اوضاع مملکت درست شود، این کار بسیار ساده انجام خواهد شد. ما منابع و ظرفیت‌های خیلی خوبی داریم برای این که کشورمان را بسازیم اما به دلیل ویژه‌گزینی یا تبعیض. گرفتار سوءمدیریت و ناکارآمدی هستیم. ویژه‌گزینی بخش مهمی از مشکلات کار را ایجاد کرده است. اجازه ندادند عصاره‌ی فضایل ملت وارد مجلس شود. اگر عصاره‌ی فضایل مردم وارد مجلس شود، مجلس توانمند خواهد بود و  مجلس توانمند هم می‌تواند کارهای بسیار بزرگتری انجام دهد. به دلیل وجود ویژه‌ گزینی یا تبعیض و نبود حاکمیت قانون و شفافیت، فساد فراگیر شده است و نتوانسته‌ایم پیشرفت لازم را به دست آوریم و عرصه‌ی کسب و کارمان چندان مناسب نیست. به همین دلیل نیز امید به آینده برای جوان‌هایی که می‌خواهند وارد عرصه‌ی کسب و کار شوند، بسیارکم شده است. در حقیقت گرفتار سیکل معیوب یا دور باطلی هستیم که هر چه زمان می‌گذرد، عوارض آن‌ بزرگ و بزرگتر و چاره کردنش سخت‌ و سخت‌تر خواهد شد.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا