شناسه خبر : 150323
تاریخ ارسال : ۱۴ آبان ۱۳۹۸ - ۶:۵۳ ق٫ظ

فرهنگ عمومی‌ و سیاست

۱۴ آبان روز فرهنگ عمومی است. به‌راستی فرهنگ چیست و چه چیز است آنکه ‌‌گویندش فرهنگ؟ انسان موجودی فرهنگی است و صفاتی از فرهنگ و شیوه‌ای از زیست ملازم وجود انسانی اوست. گفته می‌شود فرهنگ همه ابعاد و آفاق ذهنی و مادی بشر از باورها و مناسک و نحوه آداب و رفتار را شامل شده و شاخص اصلی هر توسعه متوازنی محسوب می‌شود‌ که فرهنگ آرایش جان‌ است. مردم‌شناسان و فرهنگ‌پژوهان فرهنگ را علت ایجابی رشد و پیشرفت ملت‌ها شمرده‌اند؛ اما در واقع فرهنگ چگونه می‌تواند نقطه عزیمت و مبدأ مختصات تحول پایدار در جوامع بشری باشد؟ اساسا مؤیدات تاریخی تکوین توسعه در کشورهای رشدیافته جهان چیست و با چه واقعیت‌هایی رقم و قلم می‌خورد؟

فرهنگ عمومی‌ و سیاست

باید عنایت داشت که چیزی تحت عنوان «امر فرهنگ» و فرهنگ عمومی به لحاظ فحوا، دلالت و رویکرد‌های تضمینی، همیشه بیش از فرهنگ به معنای عام کلمه جلوه می‌کند! دقیقا «همچو‌ معنی که در لغت باشد».
پس نباید فرهنگ و کار فرهنگی را فقط در مفاهیم‌ یا در مصادیق شایع و‌ موارد متداول آن محدود و محصور کرد و به لحاظ پدیدارشناسی و از حیث تبارشناسی، «باید بود و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد».
گاه فرهنگ در ظرف هر فرهنگی، روایتی متمایز به خود می‌گیرد. با این چشم‌انداز، پژوهش‌ها و مطالعات فرهنگی نشان از آن دارد که سویه‌های پنهان فرهنگ بیشتر از جنبه‌های نمایان آن‌ نقش‌آفرین است؛ جنبه‌های نهفته‌ای که در تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌های فرهنگی نباید از آنها غفلت کرد. فرهنگ زیرساخت جهان‌بینی و منش ملی ما را می‌سازد؛ مثلا بی‌ثباتی و آینده‌نیندیشی می‌تواند از مختصات فرهنگی جامعه‌ای باشد یا که نباشد! فرهنگ امری ایستا و راکد نیست و به تناسب جوامع انسانی، کم‌وبیش پویایی و پویشی‌های خاص خود را دارد.
امروز فرهنگ ما، هر‌چند نه در همه چیز و حداقل در پاره‌ای از جوانب، به حدت در حال پوست‌اندازی است؛ از معاشرت، تغذیه و موسیقی و هنر و معماری ‌ تا ادبیات و سبک‌های متنوع زندگی. پس باید به نیکی در جریان منطق تطورات شگفت آن بود و قبل از وقوع دگردیسی و تکوین هر اتفاقی، طرح آن را به تفصیل و جزئیات فراهم آورد تا منفعل و وازده از هر اندیشه و تدبیری، پس هر رویداد ناخوشایندی نیاییم و بیداد نکنیم.
امر سترگ فرهنگ، پارامترهای روشن و گویایی دارد که در همه عناصر و مؤلفه‌های آن پدیدار است؛ عناصر و موجباتی که در بستر هر ارزیابی و سنجش اعدادی و رویکرد آماری، کاملا قابل استحصال، لمس و فهم است. در راستای این واقعیت که ما به لحاظ اصول اخلاقی و کارکردهای فرهنگی در قیاس با کشورهای اطراف خود از چه جا و جایگاهی برخورداریم و اکنون باید چه کنیم تا متناسب با مواریث و موازین فرهنگ و سنت پویای خود رفتار کرده باشیم؟
فرهنگ‌ گاه به عللی، وجه و وضعی منفی‌ به خود می‌گیرد که باید در صورت امکان به اصلاح و حتی گاه به امحای آن وجوه اهتمام ورزید؛ چنان‌که همه مساعی پیامبران، خاصه پیامبر اسلام،‌ مصروف مبارزه با فرهنگ جاهلیت بوده است؛ جاهلیتی مزمن و نهادینه‌شده که البته در هر زمان و مکانی مجدد امکان بازتولید دارد و باید برای پیشگیری از آن، جد و جهد بلیغ ورزید. به‌هر‌حال فرهنگ هر‌چه هست و هرچه نیست، می‌تواند به سود یا ضرر امر توسعه وارد عمل شود. امروز اتلاف وقت، تعدی به حقوق دیگران، بی‌کاری مزمن، مسئولیت‌گریزی، دزدیدن از کار، رواج شایعه‌های بی‌اساس، پرخاشگری، ترافیک سرسام‌آور، بحران محیط زیست، هدم ثروت ملی، ازدواج‌های ناموزون، طلاق‌های فراگیر، آموزش‌های سطحی، تقلب‌های پژوهشی و ده‌ها کژتابی و نابهنجاری دیگر از آسیب‌های جدی فرهنگی و اجتماعی ماست که اگر در یک‌ اجماع و اتفاق ملی چاره‌ای برای آن اندیشیده نشود، موجب تنازع فرهنگ عمومی شده و وجاهت ‌ملی و جهانی ما را به‌شدت مخدوش خواهد کرد. طراحان ‌و سیاست‌گذاران فرهنگی باید استشعار به این معنا داشته باشند که به لحاظ فلسفی و اجتماعی، فرهنگ در زیست‌‌‌جهان ایرانی پدیده‌ای چند‌صدایی و چند‌ساحتی است. انگاره‌های ایرانی، غربی و اسلامی هر‌یک به درجه‌هایی در کشور ما گفتمان‌ها و مطالبات خود را دارد؛ واقعیتی که از دید فرهنگ‌پژوهان نباید در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی کشور مغفول و متروک باقی بماند!

پایه و اساس اصلاح و احیای فرهنگ، اصل مشارکت فعال است. تحقیقا این سخن و مدعا گزاف و بر سبیل استعاره نیست! بلکه نشان‌دهنده ذات انسانی فرهنگ است. باید امر فرهنگ را به دست خود مردم سپرد تا جریان فرهنگ بغرنج نشود.کار دولت و سیاست آموزش تحکمی و اعمال مدیریت مستقیم و آمرانه فرهنگ نیست! بلکه فقط تأمین امکانات و تسهیلات کافی به جهت آگاهی فرهنگی و یا تمهید و تجمیع مشارکت مردمی در راستای فرهنگ‌سازی است. اینکه مردم‌ فارغ از هژمونیک سیاست، عناصر دینامیک فرهنگی و نقش آن در بهبود زندگی خود را نیک بشناسند و ضرورتا و بهنگام، تجدید نظرهای لازم را در آن اعمال کنند.بی‌تردید هر فرصت و تهدیدی نخست از دامن فرهنگ برمی‌خیزد! استان‌های کشور اکنون در شرایط نه‌چندان مناسب فرهنگی به سر می‌برند، وضعیتی که شوربختانه، گاه همه نگاه‌ها و نداها را به‌جای خودآیی و چاره‌اندیشی و اتخاذ تصمیمات روشمند مؤثر، معطوف به مسائل واهی می‌کند؛ مسائلی مانند بگذار و بگذر و این‌همه نشان از آن دارد که فرهنگ در ایران اکنون در شرایط پروبلماتیک و مسئله‌مند به سر می‌برد و کم‌‌و‌بیش با چالش‌های فزاینده مواجه است. در مواضع شکننده‌ای از‌این‌‌دست است که به نحو جدی بر چند‌و‌چون فرهنگ بحث و نزاع می‌شود و مناسبات بالفعل جامعه را دچار حیات دراماتیک فرهنگی می‌کند!والتر بنیامین در جایی گفته است؛ «ما فقیر شده‌ایم، ما از میراث فکری خود یکی پس از دیگری دست برداشته‌ایم!». اعتلا و اهتزاز یک‌ جامعه به فرهنگ و هنر و مدنیت آن است؛ البته در هر برنامه‌ریزی فرهنگی اول باید بدانیم که فرهنگ و فراتر از آن دانش ایران‌شناسی چیست؛ دانشی که در میان ما بی‌بضاعت است! تا راه را گم‌ نکنیم.

سید‌حجت مهدوی‌سعیدی-پژوهشگر فرهنگ

شرق


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا