شناسه خبر : 115993
تاریخ ارسال : ۱۸ تیر ۱۳۹۷ - ۴:۵۶ ب٫ظ

“کارگزاران” با هاشمی ،بی هاشمی ؛ یک گام به پیش ، دو گام به پس!

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

در میان نیروهاى سیاسى ای که در دهه ی هفتاد و با حضور آقاى هاشمى در جایگاه ریاست جمهورى شکل گرفت ، “کارگزاران سازندگی” را می توان تنها نیروى سیاسى موجود کشور دانست که توانست به بدنه ی تکنوکراسی و مدیران تکنوکرات کشور سامان مناسبى دهد؛ تکنوکرات هایى که در نظام سیاسى ، فاقد سازمان و رسانه ، ادبیات و اساسا گفتار اثربخش بودند با شکل گیرى ” کارگزاران” از سازمان برخوردار شدند و کم کم رسانه و ادبیات و گفتار اثربخش خود را پیدا کردند.
به نظر می رسد ” کارگزاران ” می توانست – و می تواند – “عقل منفصل” همه ی دولت ها( اعم از دولت هاى همسو یا غیر همسو و بطور کل نظام سیاسى) باشد؛ اما نمی دانم چرا مدتى است که بعضى از عقلاى این ” نیروى سیاسى” اصرار عجیبى دارند که از عقبه ی خوب تاریخى خود ( به عنوان عقل منفصل در حوزه ی سیاستگذارى) خارج شوند و صرفا بازیگر نه چندان جذاب شطرنج قدرت باشند! بى تردید ،آنان – به مانند هر نیروى سیاسى دیگر – می توانند در پى کسب قدرت یا اثر گذارى برقدرت باشند؛و این موضوع منافاتى با کارکرد این نیروى سیاسى به عنوان “عقل منفصل” ندارد؛ به شرط آن که از مسیر عقلانیت معطوف به ابزار، به دامن عقلانیت معطوف به هدف نلغزد!
متاسفانه گویا تصمیم گیرندگان و کسانى که خط مشى این جریان را تعیین می کنند ،به هم زدن توازن سیاسى در دولت را در دستور کار خود قرار داده اند .
روزنامه ی “سازندگى” که توسط این حزب منتشر می شود ،در شماره ی ١٠٨ روز شنبه ی این هفته به باز کردن پرونده ا ی در باره ی تغییر در کابینه اقدام کرد و در اولین بررسى خود تیتر ” نوبخت؛ برود یا بماند ؟ ” را روی جلد برد!
از دید هِکلو( ۱۹۷۸, Heclo) ، منشای سیاست عمومى را باید در بازیگران اصلى فرایند بیش از پیش در پیچید گی سیاست گذارى سراغ گرفت.یعنى آن هایى که صاحب تخصص بالایى در سیاست گذارى هستند: یعنى تکنوپُل ها. همچنان که موضوع ها پیچیده تر مى شوند، پیوند میان شهروندان عادى و مقامات منتخب و کسانى که صاحب بیشترین اقتدار در سیاست گذارى هستند، رو به کاهش مى گذارد.
واقعیت این است که در نظام تصمیم سازى و سیاست گذارى ساختار دیوان سالارى کشور، “کارگزاران سازندگی”،به نحوی،نقش تکنوپُل هایى که “هِکلو”نام می برد، نمایندگى می کند؛ فقط با این تفاوت که “کارگزاران” دوره ی “هاشمى رفسنجانی” عقلانیت تکنیکى شان در پى درست ترین تصمیم ها بود نه در پى تصمیم هاى درستِ قدرت محور!
در این شماره از روزنامه ی “سازندگى” – چه مقالاتى که به قلم خبرنگاران روزنامه بوده و چه چند نظرخواهى انجام شده از صاحبنظران – متاسفانه بیش از آنکه شاهد کلام متقن و مستدل باشیم ، شاهد مغالطه های فراوان هستیم !
در تعریف مغالطه آورده اند: قیاس فاسدى است که منتج به نتیجه ی صحیح نباشد. و فساد آن یا از جهت ماده است یا صورت و یا هر دو.
از جمله مغالطه هایی که در نوشتارها و اظهار نظرهاى این روزنامه در مورد دکتر “نوبخت” زیاد به کار رفته ، مغالطه ی ترکیب مفصل است.
این مغالطه زمانى رخ می دهد که محمول به صورت مجزا صادق باشد؛ اما اگر کسى دو جمله را به صورت ترکیبى بیان کند، حاصل جمله کاذب خواهد بود.
به این جملات که از همین شماره ی روزنامه است، دقت فرمایید:
-سازمان برنامه و بودجه یکى از مهم ترین ارگان هاى اقتصادى و تنظیم کننده است .
-مسئول این سازمان هم به نحوى شخص اول اقتصادى کشور به شمار مى آید.
-اگر قرار باشد تغییراتى در تیم اقتصادى رخ دهد بدون شک ریاست سازمان برنامه و بودجه یکى از این تغییرات است.
جالب است در سه جمله ی ذکر شده که جمله ی آخر نتیجه و حاصل دو جمله ی ماقبل است ، تکیه بر دو جمله ی فوق یکى صحیح و دیگری غیر دقیق است .
اینکه مسئول سازمان برنامه و بودجه شخص اول اقتصاد کشور است (!)جمله اى غیر دقیق است .
گوینده ی این جمله یا تفاوت تعیین کنندگى رویکردها و خط مشى ها با برنامه نویسى و بودجه ریزى را نمی داند، یا تعامدا می خواسته با قرار دادن یک جمله ی صحیح در کنار یک جمله ی غیر دقیق ، یک نتیجه ی نادرست بگیرد!
از سوى دیگر، در کنار مغالطه های فراوان به کار رفته در نوشتارها و اظهار نظرها ، به تناقضات جالبى هم برخورد می کنیم:
در جایى چنین می خوانیم:”… پیشینه و سابقه ی فعالیت آقاى نوبخت به گونه اى نیست که بتوانیم حضورش در راس این دستگاه استراتژیک را اتفاقى بدانیم که اثرگذارى هاى مثبتى را در پى داشته باشد…”
و در صفحه ی بعدهمین شماره روزنامه چنین مى خوانیم:”… البته او ( نوبخت) در برنامه ریزى و بودجه ریزى تخصص دارد… و دانش آموخته دکترای اقتصاد…و دکترای مدیریت است

و پیش از آنکه در دولت هاى یازدهم و دوازدهم رییس سازمان برنامه و بودجه شود،رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزى ، معاون پژوهش هاى اقتصادى مرکز تحقیقات استراتژیک و نماینده [چهاردوره نماینده اول] مردم رشت در مجلس بود”.
از سوى دیگر ،بر همگان آشکار است که تلاطمات اقتصادى اخیر، بیش از آنکه منطق اقتصادى داشته باشد، ناشى از یک اراده ی و سناریوى سیاسى است و حتما حزب کارگزاران – که برخوردار از تکنوکرات هاى کهنه کار است – به خوبى می داند پدیده هایى که فاقد منطق خود می شوند و منطق و اراده اى از جنس دیگر ( امرسیاسى ) بر آن حادث می شود، دیگر به راحتى با منطق ذاتى خودشان قابل رفع و رجوع نیستند؛ بنابر این ،دوستان در کارگزاران یا بر امر واقف هستند – که من اطمینان دارم هستند – و یا نیستند؛ که بسیار بعید است ! در هر صورت آیا نمى توان گمانه زنى کرد که کارگزاران نیز دچار وضعیت برترى اراده ی سیاسى بر منطق تکنوکراتى شده است. و آیا اگر چنین باشد،این دور شدن از اصالت این حزب نیست !؟
به نظر می رسد روزنامه ی “سازندگى” و بعضى از عناصر سیاسى حزب کارگزاران، با فاصله گرفتن از عقبه ی مناسب تاریخى خود ، به نوعى گام بر می دارند که چیزى اش نمی توان نامید جز اینکه بگوییم: … یک گام به پیش ، دو گام به پس!

مختار جباری

 

خطِ اعتدال: انتشار یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا