شناسه خبر : 179950
تاریخ ارسال : ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۱:۰۲ ق٫ظ

مروری بر دعای ابو حمزه ثمالی / ۲۲

مروری بر دعای ابوحمزه ثمالی /۹

مروری بر دعای ابو حمزه ثمالی / ۲۲

سید حجت مهدوی سعیدی:

گاه ، برخی از جستجوها و کنکاش های ما اساساً بی ثمر و بواقع نوعی اتلاف وقت است ، گاه ، خرج کرد و هزینه های ما در برخی از امور بظاهر دینی ، غیر معقول و سرسام آور و ملولانه است ، به نظرم باید در مواضع بهنگام و در خور ، از خود بخشش و سخاوت نشان دهیم نه در ناجایگاه‌ و بیگاه !
این ها همه موانعِ جدی سلوک و عمل صالح است ، همان اسقاط اضافاتی است که عارفان ما چون “شیخ شبستر ” می گوید ، که التوحید اسقاط الاضافات !
در پاره ای از موارد ما چنان‌اسیر دام لغزنده فرمالیسم می شویم که بنابه هر علت ، هزاران سال هم از محبس آن رهایی نداریم و گاه حتی رضایت به آن اسارت را رمز غیرت می پنداریم ! به لحاظ دینی شب قدر و مراعات آداب آن مصباح و مفتاح تحول است با این دید و داوری
به نظرم وجهی ندارد که روشنگرانه و روشنفکران جامعه چندان در پی تعیین زمان دقیق شب قدر باشند ! که چه بشود ؟ شب قدر بواقع یافتن قدر و منزلت حقیقی خویشتنِ خویش است ، به بهاء و بهانه ای ممکن .
هر شب ، شب قدر است اگر قدر بدانی وقتی حال ما خوب نیست ما چگونه می توانیم قدر دان‌ حالات و آنات خود در حیات خویشتن باشیم ؟ در چنین شرایط و شدایدی چگونه می توانیم در مسیر تحقق وظایف انسانی و تعّین عبودیت الهی گام برداریم ؟!
تصور اغلب ما از لیالی قدر این است که آن به عنوان رخدادی بیرونی جون رخ داد گذر فصول بر ما می گذارد و از این گذر به سبب برگزاری ترتیبات و تشریفاتی ، مواهب به ما تعلق می گیرد ، مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد ، در حالیکه چنین نگاه اسطوره مآبانه ای وجاهت معقول ندارد . شب قدر اتفاقی ست که در درون‌ اتفاق می افتد با پیامد و‌ نتایجی بس مبارک و نیکو در بیرون
تنها آنکه قدر خود را می شناسد نیک می داند که شب قدر را با چه دیدگاه و تاملات و کیفیاتی استدراک کند .
نکته دیگر اینکه برخی از ما حریصانه به دنبال تجمیع ثروتمند نامشروع و غیرقانونمند هستیم ، ثروتی بی حساب و کتاب نه برای ارتقای جامعه بلکه برای رفع تعطش و تعیش شخصی لجام گسیخته خود ، در این راستا” اریک فروم ” روانشناس نامدار آمریکایی می گوید ، آدمی با هر انباشتی ، بودن خود را از دست می دهد و از خود بیگانه می شود !
و ذکر مثال های دیگر که مجال مقال آن در “عالم مقال” نیست !
باری ، با وجود این سطحیات و شطحیات حال ما اساساً خوب نیست و تحقیقا حال ما آنگاه خوب می شود و بوی بهبودی از اوضاع جهان می شنود که اولا، غایتی در زندگی داشته باشیم تا ما را فراتر از روزمرّگی ها ببرد و به ما یاد دهد که فلسفه این همه روندگی ها و دوندگی ها آخر برای چیست ؟
ثانیاً ، آدمی در سپهر زندگی در خود احساس اعتبار و ارزش کند و فکر نکند موجود مفلوک و بی بهایی فرو افتاده در دامنه حادثه است ! فرد گمگشته و خودباخته هرگز هیچ مقصد عالی ای در چشم انداز خود نمی بیند و در افق نفس خود قدر و حرمتی در خود نمی یابد . ماه رمضان و شب قدر نوعی تاّنی است در کوچه های فرصت و میعاد برای وزش دگرگونی و طراوت ، رحلت و سفری از جهان تاریکی ها به جهان روشنایی ها و اکنون خود دانی با سرنوشت خویش ، نکته آخر اینکه
همیشه و در برخی از موارد با تضاعف و تزاید بیشتر ، راه های برگشت و تحول مفتوح است .
به تعبیر جناب سعدی :

* از در در آمدی من از خود بدر شدم
گویی از این‌ جهان به جهان دیگر شدم !
https://t.me/poish_andishe


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا