شناسه خبر : 182293
تاریخ ارسال : ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۴:۱۲ ب٫ظ

نامی که نوبخت از خود برجای گذاشت

 

 

 

عکس:شهرام نوبهار

 

*نوبخت؛ مرد سال های تحریم*

اگر بپذیریم که جنگیدن فقط در عرصه نظامی نیست و سینه سپرکردن مقابل تجاوزات اقتصادی دشمن هم عملی قهرمانانه و دفاعی ملی است، محمدباقر نوبخت قطعا در زمره این تعریف حکیم فردوسی قرار می گیرد که «سیاهی لشکر نیاید به کار، یکی مرد جنگی به از صد هزار.» محمدباقر نوبخت را قطعا می توان همان مردجنگی البته در عرصه اقتصاد دانست که هزیمت دشمنی قدرقدرت به نام امریکا را در یک جنگ اقتصادی تمام عیار رقم زده است.
رقبا و چه بسا دوستان نوبخت، شاید گمان می کنند با سکوت درباره مرد اقتصادی روحانی و دستاوردهایش، مانع برجسته شدن یا دیدن شدن ثمرات کارنامه ۸ ساله او یا دولت می شوند. اما آنان از این امر غافلند که این تنازع سیاسی، صرفا به شخص نوبخت متوقف نمی شود. چراکه زیرسوال بردن یا ندیده گرفتن تلاش و کارنامه هر مدیری- در اینجا نوبخت- درنهایت باعث زیرسوال رفتن دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی می شود. مگر غیر از این است که دستاوردهای نظام، حاصل عملکرد مدیران آن است؟ از این رو وقتی از ایستادگی اقتصادی جمهوری اسلامی مقابل فشارحداکثری امریکا سخن می گوییم، می توان به نام نوبخت اشاره نکرد یا آن را خط زد؟ آن هم در شرایطی که در ۸ سال فعالیت نوبخت و دولت روحانی، فقط دو سال آن بدون تحریم سپری شد.

شاید امروز سپهر سیاست به غبارآلوده شده باشد، سیاه نمایی ها گسترده باشد و رقبای داخلی و دشمنان خارجی افکار ایرانیان را مشوش کرده باشند، اما تاریخ گواهی خواهد داد که این مردانی همچون محمدباقر نوبخت بودند که فشار حداکثری اقتصادی دشمن را به شکست حداکثری تبدیل کردند. این دستاورد کمی نیست، حتی اگر رقابت های سیاسی باعث شود که دوستان و رقبا، زبان تحسین را در کام گیرند، اما زمان به روشنی داوری خواهد کرد. چراکه به قول احمد شاملو «ذات زمان، درایت و انصاف است» و در تاریخ از بی انصافی های امروز اثری نخواهد بود. آن روز مشخص خواهد که «اثر» نوبخت بر اقتصاد ایران چه بوده است.

*احیاگر سازمان برنامه و بودجه*

سال ۹۲ نوبخت درحالی کار خود را در سازمان برنامه و بودجه آغاز کرد که اساسا دیگر «سازمان» برنامه ای وجود نداشت. ۶ سال پیش از آن رئیس وقت دولت، سازمان برنامه را منحل کرد و به جای آن «معاونت نظارت راهبردی ریاست جمهوری» را دایر کرد تا بتواند درآمدهای نفتی را بدون نظارت و ضابطه خرج کند. از این رو، نوبخت درحالی وارد ساختمان همجوار مجلس در میدان بهارستان شد که حتی تابلوی «سازمان برنامه» را هم نداشت. مهم تر اینکه دیگر از آن درآمدهای افسانه ای نفت هم خبر نبود و جای آن را، تحریم های فصل هفتمی سازمان ملل گرفته بود. نوبخت دو پروژه را همزمان پیش برد؛ احیای سازمان برنامه به عنوان مغز برنامه ریزی و نظارت بودجه ای کشور و دیگری طراحی استراتژی اقتصادی کشور در شرایط تحریم. مطابق چنین استراتژی ای بود که جمهوری اسلامی ایران، آن هم در اوج تحریم های سازمان مللی، تورم تک رقمی را تجربه کرد. هرچند نمی توان و نباید نقش دیگر مردان اقتصادی روحانی در کسب این دستاورد را نادیده گرفت، اما قطعا نمی توان کتمان کرد که استراتژی اقتصادی کشور در سازمان برنامه تعریف می شد. نوبخت هم این سازمان را احیا کرد و هم نقشی تعیین کننده در این ترسیم این استراتژی و خط مشی داشت. احیای سازمان برنامه اما کاری کارستان بود، چراکه هم شان و جایگاه این سازمان کهنسال در نظام تدبیر کشور زیر سوال رفته بود و هم انگیزه ای برای کارشناسان خبره آن باقی نمانده بود. نوبخت اما با حمایت های روحانی توانست این سازمان را به جایگاه اصلی خود برگرداند.

*توسعه زیر سایه تحریم*

در ۸ سال مدیریت نوبخت بر سازمان برنامه، اقتصاد ایران فقط دو سال ۹۴ تا ۹۶ را بدون تحریم سپری کرد. در سال ۹۷ هرچند دیگر از تحریم های مبتنی بر قطعنامه های سازمان ملل خبری نبود، اما تحریم هایی اعمال شد که خود دشمن آن را «فشارحداکثری» نامید، با این امید که اقتصاد ایران و به دنبال آن، نظام جمهوری اسلامی ایران دچار فروپاشی شود. اما نه تنها آرزوهای دشمن به سراب تبدیل شد، بلکه حتی یک روز هم قطار توسعه کشور متوقف نشد. نوبخت و به همراه دولت، در یکی از نخستین برنامه های خود، تکمیل طرح های نیمه تمام در سراسر کشور را در دستور کار خود قرار دادند، طرح هایی که به گفته خود نوبخت تشویق های آن نصیب دیگران شده بود، اما زحمت هایش برای این دولت به ارث رسیده بود. تکمیل این طرح ها، از این رو اهمیت داشت که هر روز تاخیر در اجرای آن ها، باعث استهلاک و هدررفتن منابع و سرمایه های این کشور و مردم می شد. مضافا اینکه فعالیت این پروژه ها به حفظ اشتغال در کشور هم منجر می شد. درحالی که دولت قبل برای این طرح ها به مردم وعده داده و تشویق ها و صلوات هایش را هم از مردم گرفته بود، اما دولت روحانی و تیم نوبخت بدون چشمداشت سیاسی و تنها از نگاه ملی، این طرح ها را دنبال کردند. گذشته از این، درحالی که دشمن انتظار داشت براثر فشارهای او، فعالیت های اقتصادی ایران تنها به مدیریت امور روزمره متوقف شود، اما با هدایت و برنامه ریزی سازمان برنامه و بودجه، در ۸ سال گذشته طرح های عمرانی بسیاری به نتیجه رسید که هریک، نقش و سهمی مهم در توسعه این کشور محسوب می شوند. اینکه خط آهن به استان کرمانشاه رسید، اینکه مردم ارومیه با قطار به مشهد سفر کردند، اینکه قطار به رشت رسید، از جمله گام های ماندگار است. افتتاح پالایشگاه ستاره خلیج فارس و پالایشگاه بیدبلند بخش دیگری از این دستاوردها است. آنچه در این میان از اهمیت به مراتب بیشتری برخوردار است، اجرای طرح تحول سلامت بود که اگر نبود حمایت های نوبخت و سازمان برنامه و بودجه، بعید به نظر می رسید که این طرح به سرانجام برسد، طرحی که برخی از آن به عنوان آرزوی رژیم سابق هم تعبیر می کردند. زیرا با طرح تحول سلامت، همه ایرانیان به بهداشت و درمانی شایسته خویش دست یافتند. امروز کمتر کسی می تواند تصور کند که در صورت اجرا نشدن این طرح و تحول جدی در حوزه سلامت و درمان، امروز ایران چگونه می توانست مقابل بیماری کرونا ایستادگی کند.

*مرد میدان*

بسیاری روایت کرده اند که محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه برای حل مشکلات بخش های مختلف، به ویژه بهداشت و درمان، جلسات خود را گاه ساعت ۴ یا ۵ صبح برگزار می کرد. این نشان دهنده اهتمام رئیس سازمان برنامه و بودجه برای قراردادن ریل اقتصاد و توسعه کشور در مسیر عادی است، و اینکه نوبخت برای این هدف، هیچ حد و مرزی قائل نبود. شاید بتوان این نوع جلسات را در سایر مدیران این سازمان هم سراغ گرفت، اما آنچه عجیب تر و بی سابقه می نمود، حضور میدانی رئیس سازمان برنامه و بودجه در پروژه ها و استان ها و شهرستان ها بود. نوبخت در ۸ سال گذشته نشان داد مدیری نیست که از تهران و با نشستن در بالاترین طبقه سازمان برنامه و بودجه برای استان ها و شهرهای کشور برنامه ریزی کند. او خود، به طور مستمر در استان ها و شهرها حضور می یافت و از نزدیک فرایند اجرای طرح ها را بررسی می کرد. آنچه این مساله را مهم تر می کرد، این واقعیت بود که رئیس سازمان برنامه و بودجه، عملا به مدیر بحران هم تبدیل شده بود. به این معنی که پس از بروز هر بحران طبیعی یا غیرطبیعی در کشور، نوبخت در کمترین زمان ممکن خود را به مناطق بحران زده می رساند. خواه سیل گلستان باشد یا زلزله کرمانشاه؛ نوبخت در مقام رئیس سازمان برنامه و بودجه همواره در میدان عمل حضور داشت. حضور در تونل کانی سیب در آذربایجان غربی، آخرین تصویری است که از نوبخت در این زمینه دیده شد، مدیری که لباس کارگاه پوشیده، کلاه ایمنی بر سر گذاشته و تا زانو در آب، از تونل در حال احداث بازدید می کند. چنین رفتار و رویکردی، به ویژه از سوی رئیس سازمان برنامه و بودجه به مردم، به بحران زده ها و آسیب دیده ها، یا به پیمانکاران و کارگزاران توسعه و طرح های عمرانی کشور، این نوید و امید را می داد که در تهران، یک پشتیبان مهم دارند؛ محمدباقر نوبخت که از قضا رئیس سازمان برنامه هم هست و می توان دغدغه ها و مشکلات را، بی واسطه با استراتژیست توسعه ای کشور در میان گذاشت.

*گام هایی برای عدالت اقتصادی و اجتماعی*

تحریم های ظالمانه و غیرانسانی رژیم آمریکا نگذاشت تا یکی از مهم ترین هدفگذاری های روحانی و نوبخت در دولت دوم تدبیر و امید محقق شود؛ ریشه کنی فقر مطلق. این رویایی بزرگ بود که در صورت تحقق، چالش های بسیاری را از پیش روی جمهوری اسلامی بر می داشت. اما حتی این ناکامی تحمیل شده از سوی دشمنان باعث نشد که نوبخت و روحانی از طی کردن مسیر عدالت اقتصادی و اجتماعی دست بردارند. اینکه در استان های کمتربرخوردار کشور نزدیک به ۶۵ هزار واحد مسکن محرومان ساخته شد، واقعیتی است که گرچه برخی به زبان نمی آورند، اما مردم قصرقند سیستان و بلوچستان، زنجان، اردبیل یا خوزستان و کرمانشاه و… شیرینی و حلاوت آن را چشیدند. فقط در ۸ مردادماه امسال، در استان چهارمحال و بختیاری، ۳ هزار و ۴۲۰ مسکن محرومان ساخته شد و در مراسمی ویدئوکنفرانسی با حضور نوبخت، به محرومان این استان تحویل داده شد. باید به تاریخ ها دقیق شد، از جمله همین تاریخ ۸ مردادماه که نشان می دهد نوبخت حتی در ۴ روز مانده تا پایان دولت نیز برنامه های خود برای کمک به محرومان را نیز دنبال کرده است.
در کنار مسکن محرومان، گام بلند دیگر دولت در زمینه عدالت اقتصادی و اجتماعی که البته به همت نوبخت برداشته شد، اجرای رتبه بندی معلمان و همسان سازی حقوق بازنشستگان بود. امروز همه اذعان دارند که اگر نوبخت در سازمان برنامه و بودجه نبود و اگر او، با جدیت و پشتکاری مثال زدنی این طرح ها را دنبال نمی کرد، کمتر کسی تصور می کرد که در شرایط تحریم اقتصادی، دولت موفق به انجام این کار سترگ و مهم شود. امروز بازنشستگان نزدیک به ۹۰ درصد حقوق شاغلان را دریافت می کنند، امری که در شرایط دشوار اقتصادی، نه تنها باعث رفع نگرانی بازنشستگان شد و قدرت خرید آنان را احیا کرد، بلکه از بروز بحران های اجتماعی و سیاسی نیز جلوگیری کرد. آخرین گروه از بازنشستگان که اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کرده بودند، بازنشستگان «هما» بودند که نوبخت در آخرین اظهارنظر خود، از تخصیص ۳۰۰ میلیارد تومان به صندوق بازنشستگی هما خبرداد. تدوین لوایح همسان سازی حقوق بازنشستگان و لایحه رتبه بندی معلمان، از دیگر تلاش های سازمان برنامه و بودجه بود که در دوره مدیریت نوبخت رقم خورد. هرچند این لوایح تاکنون از سوی مجلس بررسی نشده است، اما دستکم زمینه ساز خاطرجمعی بازنشستگان و معلمان شده است، مبنی بر اینکه بهبود رخ داده در زندگی آنان موقتی نیست و شکل دائمی و قانونی به خود خواهد گرفت.

*مدیری برای تمام فصول*

رئیس سازمان برنامه ای که در بحران یا شرایط عادی، به استان ها و شهرهای کوچک و بزرگ کشور سفر کرد و از نزدیک با مدیران میدانی و شهروندان ایرانی به گفت و گو نشست؛ این تصویری مهم از نوبخت است که در ذهن های ایرانیان، اعم از مدیران و شهروندان خواهد ماند. بنابراین می شود گفت فردی که جایگزین نوبخت می شود، وظیفه ای سنگین به دوش دارد. این وظیفه صرفا مدیریت اقتصاد و دخل و خرج کشور در شرایط تحریم نیست، بلکه تداوم چهره مردمی رئیس اقتصادی ترین سازمان کشور هم هست؛ تداوم چهره ای پا به رکاب که خاک و آب و باران و سیل و زلزله نتوانست او را در تهران نگاه دارد. در کنار این، اقدامات نوبخت، چه در همسان سازی حقوق ها و چه در حمایت از طرح های عمرانی، هر یک به مثابه گام هایی بدون بازگشت است، به مثابه سنگ بنایی عظیم که حال، مدیران آینده باید آجرهایش این بنا را بچینند تا ساختمان توسعه ایران، هرچه رفیع تر شود. اما نوبخت سنگ بنای دیگری را هم گذاشت که شاید تحمل آن، به ویژه از سوی مدیران ساده نباشد؛ سنگ بنای شفافیت بودجه. نوبخت در کنار همه کارهایی که برای توسعه ایران و ایجاد عدالت اقتصادی و اجتماعی انجام داد، شفافیت بودجه را نیز پایه گذاری کرد، امری که در تاریخ بودجه نویسی در کشور بی سابقه است. حال، ایرانیان به عنوان صاحبان اصلی کشور در جریان دخل و خرج بودجه کشور قرار دارند. به همت نوبخت، آنان امروز می دانند که منابع از کجا حاصل می شود، چگونه برای آن تصمیم گرفته می شود و چگونه این منابع به مصرف می رسد. همین یک قلم کافی بود تا کارنامه یک مدیر، آن هم در سطح رئیس سازمان برنامه و بودجه، پر و پیمان باشد. اما نوبخت، هم این کار را کرد و هم کارهای دیگری که فقط به گوشه ای از آن ها اشاره شد. حالا اما نوبخت و دولت تدبیر و امید به پایان کار خود رسیده است، با کارنامه ای شفاف، شفاف همچون بودجه. و مدیران پس از او، یا رقبا و حتی دوستان، چه بر زبان بیاورند یا این دستاوردها را پوشیده نگاه دارند، همین که مدیران آینده نمی توانند از این دستاوردها، به ویژه شفافیت، عقبگرد داشته باشند، نشان دهنده عظمت و بزرگی کاری است که نوبخت آغازگر آن بود. اینجا است که تکرار دیگر بار شعر سترگ فردوسی بزرگ، بیشتر معنا می یابد که «سیاهی لشکر نیاید به کار، یکی مرد جنگی به از صد هزار» و نوبخت ثابت کرد که یک مرد جنگی برای حوزه اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بود، چه با تحریم، چه بی تحریم.
اما شاید نکته مهم تر درباره نوبخت این حقیقت باشد که این پایان کار سیاست ورزی او نیست. نوبخت از معلمی آغاز کرد و سپس در ادوار مختلف مجلس حضور داشت. حضور در مجلس و بعدها مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص و البته پایه گذاری حزب اعتدال و توسعه، از او چهره ای سیاسی موجه ترسیم کرده است. از این رو می توان تصور کرد مردی که از معلمی آغاز کرد، به نمایندگی در چهار دوره متوالی و… و سپس به ریاست سازمان برنامه و بودجه رسیده، نشان داده مردی برای همه عرصه ها است، یا همان چیزی که معروف است: مردی برای تمام فصول؛ چه فصصل سیاست ورزی باشد، چه تحقیقات و معلمی و چه فصل مدیریت و برنامه ریزی. البته باید منتظر ماند و دید که نوبخت، فصل آتی زندگی و حرفه سیاسی و مدیریتی خود را چگونه رقم می زند.


اخبار مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی خطِ اعتدال بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.

بالا